تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٦ - نكتهها
صرفنظر شود و به اين ترتيب هيچگونه تضادى در روايات نيست.
سپس فرمود: فانت ثم و نحن اولئك: تو آن هستى كه گفتى (فقيه اهل بصره) و ما اين هستيم كه قرآن مىگويد! قتاده در جواب گفت: صدقت و اللَّه، جعلنى اللَّه فداك، و اللَّه ما هى بيوت حجارة و لا طين:" راست گفتى فدايت گردم، به خدا سوگند منظور خانههاى سنگى و گلى نيست" (منظور خانههاى وحى و ايمان و هدايت است) [١]
هم التجار الذين لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ، اذا دخل مواقيت الصلاة ادوا الى اللَّه حقه فيها:
" آنها تاجرانى هستند كه تجارت و بيع آنان را از ياد خدا غافل نمىسازد، هنگامى كه وقت نماز داخل مىشود حق آن را اداء مىكنند" [٢] اشاره به اينكه آنها در عين فعاليتهاى سازنده و مثبت اقتصادى تمام فعاليتهايشان تحت الشعاع نام خدا است، و چيزى را بر آن مقدم نمىشمردند.
[١] و [٢] همان مدرك صفحه ٦٠٩.