تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٥ - تفسير نخستين فرمان جهاد
" تنها گناهشان اين بود كه مىگفتند پروردگار ما خداوند يكتا است"! (إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ).
بديهى است اقرار به توحيد و يگانگى خدا افتخار است نه گناه، اين اقرار چيزى نبود كه به مشركان حق دهد آنها را از خانه و زندگيشان بيرون كنند و مجبور به هجرت از مكه به مدينه سازند، بلكه اين تعبير لطيفى است كه براى محكوم كردن طرف در اين گونه موارد گفته مىشود. فى المثل به شخصى كه در برابر خدمت و نعمت ناسپاسى كرده مىگوئيم: گناه ما اين بود كه به تو خدمت كرديم، اين كنايهاى است از بيخبرى طرف كه در برابر خدمت، كيفر گناه داده است [١] سپس به يكى از فلسفههاى تشريع جهاد اينچنين بازگو مىكند:" اگر خداوند از مؤمنان دفاع نكند، و از طريق اذن جهاد بعضى را به وسيله بعضى دفع ننمايد، ديرها و صومعهها و معبدهاى يهود و نصارا و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مىشود ويران مىگردد" (وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً).
آرى اگر افراد با ايمان و غيور دست روى دست بگذارند و تماشاچى فعاليتهاى ويرانگرانه طاغوتها و مستكبران و افراد بى ايمان و ستمگر باشند و آنها ميدان را خالى ببينند اثرى از معابد و مراكز عبادت الهى نخواهند گذارد، چرا كه معبدها جاى بيدارى است، و محراب ميدان مبارزه و جنگ است، و مسجد در برابر خود كامگان سنگر است، و اصولا هر گونه دعوت به خدا پرستى بر ضد جبارانى است كه مىخواهند مردم همچون خدا آنها را بپرستند! و لذا اگر آنها فرصت پيدا كنند تمام اين مراكز را با خاك يكسان خواهند كرد.
[١] و از اينجا روشن مىشود كه استثناء در آيه فوق استثناء متصل است منتهى با معنى كنايى و ذكر فرد ادعايى (دقت كنيد).