تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٠ - تفسير دعوت عام براى حج!
و اگر حجاج پياده را مقدم بر سواره ذكر كرده به خاطر اين است كه مقام آنها در پيشگاه خدا افضل است چرا كه رنج اين سفر را بيشتر تحمل مىكنند، و به همين دليل در روايتى از پيامبر ص مىخوانيم:" كسى كه پياده حج مىكند در هر گام هفتصد حسنه دارد در حالى كه سوارهها در هر گام هفتاد حسنه دارند" [١] و يا به خاطر اين است كه اهميت زيارت خانه خدا را مشخص كند كه بايد با استفاده از هر گونه امكانات به سوى او آيند و هميشه در انتظار مركب سوارى ننشينند.
تعبير به" ضامر" (حيوان لاغر) اشاره به اين است كه اين راه، راهى است كه حيوانات را لاغر مىكند چرا كه از بيابانهاى سوزان و خشك و بى آب و علف مىگذرد و هشدارى است براى تحمل مشكلات اين راه.
و يا اينكه حيواناتى را انتخاب كنند، ورزيده و چابك و پر تحمل، حيواناتى كه در ميدان تمرين، لاغر شده و عضلاتى صفت و محكم دارند كه در اينگونه راهها حيوانات پروارى به كار نمىآيد (و انسانهاى پرورش يافته در ناز و نعمت نيز مرد اين راه نيستند).
تعبير به" مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ" اشاره به اين است كه نه فقط از راههاى نزديك بلكه از راههاى دور نيز بايد به سوى اين مقصد حركت كنند (كلمه" كل" در اينجا به معنى استقراء و فراگيرى نيست بلكه به معنى كثرت است).
مفسر معروف" ابو الفتوح رازى" در ذيل اين آيه سر گذشت جالبى را از مردى به نام" ابو القاسم بشر بن محمد" نقل مىكند كه مىگويد:" در حال طواف پير مردى را ديدم در نهايت ضعف و ناتوانى كه آثار رنج سفر در چهره او نمايان بود و عصا به دست گرفته طواف مىكرد، نزديك او رفتم و از او پرسيدم از كجا
[١] تفسير" روح المعانى" و" مجمع البيان" و" فخر رازى".