تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩٤ - تفسير قرآن و جدان آنها را به داورى مىطلبد
كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ) [١]
" اينها فقط افسانهها و اسطورههاى پيشينيان است" (إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ).
آفرينش مجدد، اسطورهاى است و حساب و كتاب افسانهاى ديگر، و بهشت و دوزخ نيز هر يك اسطورهاى بيش نيست!.
لذا در دنباله آيات مورد بحث از سه راه، منطق واهى منكران معاد را در هم مىكوبد: از راه مالكيت خداوند بر پهنه عالم هستى، سپس ربوبيت او، و سر انجام حاكميتش بر مجموعه جهان، و از تمام اين بحثها چنين نتيجه مىگيرد كه او از هر نظر قدرت و توانايى بر مساله معاد را دارد، و عدالت و حكمتش ايجاب مىكند كه اين جهان، عالم آخرت را به دنبال خود داشته باشد.
و جالب اينكه در هر مورد از خود مشركان اعتراف مىگيرد و سخن آنها را
[١] مقدم داشتن" تراب" (خاك) بر" عظام" (استخوانها) يا به خاطر اين است كه باز گشت خاك به زندگى نخستين عجيبتر است از بازگشت استخوانها، و يا اشاره به اينكه اجداد ما خاك شدهاند و پدران ما تبديل به استخوان پوسيده، و يا اشاره به اينكه نخست گوشت بدن انسان خاك مىشود و در كنار استخوانها قرار مىگيرد و سپس استخوانها خاك مىگردند.