تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - تفسير آنها كه بر لب پرتگاه كفرند!
باز مطلب را از اين فراتر برده مىگويد:" او كسى را مىخواند كه زيانش از نفعش نزديكتر است"! (يَدْعُوا لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ).
چرا كه اين معبودهاى ساختگى در دنيا فكر آنها را به انحطاط و پستى و خرافات سوق مىدهند، و در آخرت آتش سوزان را براى آنها به ارمغان مىآورند بلكه آن گونه كه در آيه ٩٨ سوره انبياء خوانديم" اين بتها خود آتشگيرهها و هيزم جهنمند"! (إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ).
و در پايان آيه اضافه مىكند" چه بد مولا و ياورى هستند اين بتها، و چه بد مونس و معاشرى" (لَبِئْسَ الْمَوْلى وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ).
در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه در آيه قبل هر گونه سود و زيان بتها را نفى مىكند اما در اين آيه مىگويد زيانش از نفعش نزديكتر است آيا اين دو با يكديگر سازگار است؟
در پاسخ بايد گفت: اين در گفتگوها معمول است كه گاه در يك مرحله موجودى را بى خاصيت مىشمرند، پس از آن ترقى كرده آن را منشا زيان مىدانند درست مثل اينكه مىگوئيم با فلان شخص معاشرت نكن كه نه به درد دين تو مىخورد نه به درد دنيا، و بعد ترقى مىكنيم و مىگوئيم بلكه مايه بدبختى و رسوايى تو است، بعلاوه زيانى كه نفى شده زيان به دشمنان آنهاست زيرا آنها قادر نيستند ضررى به مخالفان بزنند، اما زيانى كه اثبات شده يك زيان قهرى است كه دامان عابدان آنها را مىگيرد.
ضمنا صيغه" افعل تفضيل" (كلمه اقرب) چنان كه در جاى ديگر هم گفتهايم الزاما به معنى وجود صفتى در طرفين مورد مقايسه نيست و اى بسا طرف ضعيفتر اصلا فاقد آن باشد، مثلا مىگوئيم: يك ساعت صبر و شكيبايى در برابر گناه بهتر از آتش دوزخ است (هرگز مفهوم اين سخن آن نيست كه آتش دوزخ خوب است