تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - خردهگيريهاى مخالفان حجاب
ثانيا: از اين كه بگذريم آيا اداره خانه و تربيت فرزندان برومند و ساختن انسانهايى كه در آينده بتوانند با بازوان تواناى خويش چرخهاى عظيم جامعه را به حركت در آورند، كار نيست؟
آنها كه اين رسالت عظيم زن را كار مثبت محسوب نمىكنند از نقش خانواده و تربيت، در ساختن يك اجتماع سالم و آباد و پر حركت بىخبرند، آنها گمان مىكنند راه اين است كه زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى اول صبح خانه را به قصد ادارات و كارخانهها و مانند آن ترك كنند، و بچههاى خود را به شير- خوارگاهها بسپارند، و يا در اطاق بگذارند و در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان كه غنچه ناشكفتهاى هستند به آنها بچشانند.
غافل از اينكه با اين عمل شخصيت آنها را در هم مىكوبند و كودكانى بى روح و فاقد عواطف انسانى بار مىآورند كه آينده جامعه را به خطر خواهند انداخت.
٢- ايراد ديگرى كه آنها دارند اين است كه حجاب يك لباس دست و پاگير است و با فعاليتهاى اجتماعى مخصوصا در عصر ماشينهاى مدرن سازگار نيست، يك زن حجاب دار خودش را حفظ كند يا چادرش را و يا كودك و يا برنامهاش را؟! ولى اين ايراد كنندگان از يك نكته غافلند و آن اينكه حجاب هميشه به معنى چادر نيست، بلكه به معنى پوشش زن است، حال آنجا كه با چادر امكان پذير است چه بهتر و آنجا كه نشد به پوشش قناعت مىشود.
زنان كشاورز و روستايى ما، مخصوصا زنانى كه در برنجزارها مهمترين و مشكلترين كار كشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند عملا به اين پندارها پاسخ گفتهاند، و نشان دادهاند كه يك زن روستايى با داشتن حجاب اسلامى در بسيارى از موارد حتى بيشتر و بهتر از مرد كار مىكند، بى آنكه حجابش مانع كارش شود.
٣- ايراد ديگر اينكه آنها مىگويند حجاب از اين نظر كه ميان زنان