تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٣ - شان نزول
داورى كند گروهى از آنها رويگردان مىشوند.
٤٩- ولى اگر (داورى به نفع آنها بوده باشد و) حق داشته باشند با نهايت تسليم به سوى او مىآيند.
٥٠- آيا در دلهاى آنها بيمارى است؟ يا شك و ترديد دارند؟ يا مىترسند خدا و رسولش بر آنها ستم كند؟ اما خود اينها ستمگرند!
شان نزول:
مفسران براى بخشى از اين آيات دو شان نزول ذكر كردهاند: نخست اينكه:
يكى از منافقان با يك مرد يهودى نزاعى داشت، مرد يهودى، منافق ظاهر مسلمان را به داورى پيامبر اسلام ص خواند، اما منافق زير بار نرفت، و او را به داورى" كعب بن اشرف يهودى"! دعوت كرد (و حتى طبق بعضى از روايات صريحا گفت ممكن است" محمد" در مورد ما عدالت را رعايت نكند!) آيات فوق نازل شد و سخت اين گونه اشخاص را مورد سرزنش و مذمت قرار داد.
ديگر اينكه در ميان امير مؤمنان على ع و عثمان (يا طبق روايتى ميان آن حضرت و مغيرة بن وائل) بر سر زمينى كه از على ع خريدارى كرده بود و سنگهايى از آن بيرون آمد و خريدار مىخواست آن را به عنوان معيوب بودن رد كند، اختلافى در گرفت، على ع فرمود: ميان من و تو رسول اللَّه داورى كند، اما" حكم بن ابى العاص" كه از منافقان بود به خريدار گفت: اين كار را مكن، چرا كه اگر نزد پسر عموى او- يعنى پيامبر- بروى مسلما به نفع او داورى خواهد كرد! آيه فوق نازل شد و او را سخت نكوهش كرد [١]
[١]" مجمع البيان" و تفسير" روح المعانى" و تفسير" تبيان" و تفسير" قرطبى" و تفسير" فخر رازى" و تفسير" صافى" و تفسير" نور الثقلين" (ذيل آيه مورد بحث با كمى تفاوت).