تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - تفسير بئر معطله و قصر مشيد!
ننگين ادامه دهند:" من در گذشته به كافران مهلت دادم، تا امتحان خود را كاملا بدهند، و بر آنها اتمام حجت شود، و غرق ناز و نعمت گردند، سپس آنها را زير ضربات مجازات گرفتم" (فَأَمْلَيْتُ لِلْكافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ).
" ديدى چگونه من شديدا عملشان را انكار كردم و زشتى آن را نشان دادم" (فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ) [١] نعمتهاى آنها را گرفتم و نقمت و بدبختى به آنها دادم، حياتشان را گرفتم و مرگ در عوض آن دادم.
" آنها بر سقفهاى خود فرو ريختند" (فَهِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها).
يعنى شدت حادثه به قدرى بود كه نخست سقفها فرو ريختند و بعد ديوارها بروى سقفها!.
" و چه بسيار چاههاى پر آبى كه صاحبانش نابود و آبهايش در زمين فرو رفته بود و معطل و بى مصرف ماندند، نه كسى از آنها آبى مىكشد و نه تشنهاى از آن سيراب مىگردد" (وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ).
" و چه بسيار قصرهاى پرشكوه و كاخهاى سر به آسمان كشيده و به صورت زيبا گچكارى شده ويران گشتند" و صاحبانش به ديار عدم شتافتند (وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ) [٢]
[١]" نكير" به معنى" انكار" و در اينجا اشاره به مجازات است.
[٢]" مشيد" از ماده" شيد" (بر وزن بيد) به دو معنى آمده است: نخست به معنى ارتفاع، و ديگرى به معنى گچ، در صورت اول مشيد به معنى قصرهاى مرتفع و سر به آسمان كشيده است، و در صورت دوم به معنى قصرهايى است كه بسيار محكم بنا مىشود تا از حوادث روزگار مصون بماند، زيرا در آن زمان بيشتر خانهها از گل ساخته مىشده است و خانههايى را كه با گچ مىساختند نسبت به خانههاى گلين بسيار محكمتر بود.