تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٦٥ - ١- ازدواج يك سنت الهى است
و از آنجا كه بسيارى از مردان و زنان براى فرار از زير بار اين مسئوليت الهى و انسانى متعذر به عذرهايى از جمله نداشتن امكانات مالى مىشوند در آيات فوق صريحا گفته شده است كه" فقر" نمىتواند مانع راه ازدواج گردد، بلكه چه بسا ازدواج سبب غنا و بى نيازى مىشود.
دليل آن هم با دقت روشن مىشود، زيرا انسان تا مجرد است احساس مسئوليت نمىكند نه ابتكار و نيرو و استعداد خود را به اندازه كافى براى كسب در آمد مشروع بسيج مىكند، و نه به هنگامى كه در آمدى پيدا كرد در حفظ و بارور ساختن آن مىكوشد و به همين دليل مجردان غالبا خانه به دوش و تهى دستند! اما بعد از ازدواج شخصيت انسان تبديل به يك شخصيت اجتماعى مىشود و خود را شديدا مسئول حفظ همسر و آبروى خانواده و تامين وسائل زندگى فرزندان آينده مىبيند، به همين دليل تمام هوش و ابتكار و استعداد خود را به كار مىگيرد و در حفظ در آمدهاى خود و صرفهجويى، تلاش مىكند و در مدت كوتاهى مىتواند بر فقر چيره شود.
بى جهت نيست كه در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم"
الرزق مع النساء و العيال
":" روزى همراه همسر و فرزند است" [١] و در حديث ديگرى از پيامبر ص مىخوانيم:" مردى خدمت حضرتش رسيد و از تهيدستى و نيازمندى شكايت كرد پيامبر ص فرمود:
تزوج، فتزوج فوسع له
"" ازدواج كن، او هم ازدواج كرد و گشايش در كار او پيدا شد"! [٢] بدون شك امدادهاى الهى و نيروهاى مرموز معنوى نيز به كمك چنين افراد مىآيد كه براى انجام وظيفه انسانى و حفظ پاكى خود اقدام به ازدواج مىكنند.
هر فرد با ايمان مىتواند به اين وعده الهى دلگرم و مؤمن باشد، در حديثى
[١] تفسير نور الثقلين جلد ٣ صفحه ٥٩٥.
[٢] وسائل الشيعه جلد ١٤ صفحه ٢٥ (باب ١١ از ابواب مقدمات نكاح).