ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٦٦٩ - استفاده نادرستى كه از جمله اتقوا الله و يعلمكم الله شده است
براى اينكه واو عطفى كه بر سر آن آمده، نمىگذارد آيه چنين دلالتى داشته باشد، علاوه بر اينكه اين معنا با سياق آيه و ارتباط ذيل آن با صدرش سازگار نيست.
مؤيد گفتار ما اين است كه كلمه اللَّه دو بار تكرار شده، و اگر جمله مورد بحث، كلامى جديد نبود حاجت به تكرار كلمه اللَّه نبود، بلكه سياق و سبك كلام اقتضا مىكرد بفرمايد:
و اتقوا و اللَّه يعلمكم- از خدا بترسيد تا تعليمتان دهد پس مىبينيم اسم اللَّه را دو بار آورده، براى اينكه در دو كلام مستقل مىباشد، و براى بار سوم نيز ذكر كرده تا علت را برساند، و بفهماند خدا كه شما را تعليم مىدهد به اين جهت است كه او به هر چيزى دانا است، و اگر او به هر چيزى دانا است، براى اين است كه اللَّه است.
اين را هم بايد دانست كه اين دو آيه دلالت دارند بر قريب بيست حكم از اصول احكام قرض و رهن و غير آن دو، و اخبار در باره اين احكام و متعلقات آن بسيار زياد است، و چون بحث در باره آنها مربوط به علم فقه بود، ما از بحث در آنها صرفنظر كرديم، كسانى كه مايل باشند به آن مسائل آگاهى يابند مىتوانند به كتب فقه مراجعه نمايند.