ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤ - معناى اينكه فرمودهاند عطيه به اندازه نيت است
مىكند، و اتفاقا در روايتى كه شيخ در مجالس خود با ذكر سند از محمد بن على بن الحسين و برادرش زيد از پدر آن دو از جدشان حسين بن على ع روايت كرده، آمده كه: رسول خدا ص وقتى به دعا مشغول مىشد دست خود را بلند مىكرد، و مناجات و دعا مىنمود، به حالتى كه يك فقير گرسنه در گدايى به خود مىگيرد، و همين معنا را عدة الداعى بدون ذكر سند نقل كرده است.[١] و در بحار از على ع روايت كرده كه مردى را شنيد مىگفت: بار الها پناه مىبرم به تو از فتنه، امام فرمود: معناى اين دعاى تو اين است كه خدايا پناه مىبرم به تو از مال و اولادم، چون خداى تعالى فرموده:(إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ)[٢] پس اگر مىخواهى به خدا پناه ببرى بايد بگويى: خدايا پناه مىبرم به تو از فتنههاى گمراه كننده.[٣] مؤلف: و اين هم باب ديگرى است در تشخيص معناى لفظ، كه نظائرى هم در روايات دارد، و در روايات آمده كه حق در معناى هر لفظى همان معنايى است كه در كلام خداى تعالى آمده، و باز از اين باب است آن رواياتى كه در معناى جزء و كثير و امثال آن رسيده.
و در عدة الداعى از امام صادق ع روايت كرده، كه فرموده: خداى تعالى دعاى قلبى فراموش كار را مستجاب نمىكند (يعنى كسى كه بىفكر و بىتوجه قلبى دعا مىكند).[٤] و نيز در عدة الداعى از على ع روايت كرده كه فرمود: خدا دعاى قلب بازيگر را قبول نمىكند.[٥] مؤلف: و در اين معنا روايات ديگرى نيز هست، و سرش اين است كه در اينگونه موارد حقيقت دعا و مسئلت تحقق نمىيابد.
و در كتاب دعوات تاليف راوندى آمده: كه خداى تعالى در تورات به بنده خود خطاب كرده مىفرمايد: تو هر وقت بندهاى از بندگان مرا نفرين كنى كه به خاطر ظلمى كه به تو كرده، نابودش كنم، در همان وقت كسى هم هست كه تو را نفرين مىكند به خاطر ظلمى كه
[١] عدة الداعى ص ١٣٩ و بحار ج ٩٣ ص ٣٠٦
[٢] همانا اموال و اولاد شما فتنه است. سوره تغابن آيه ١٥
[٣] و در وسائل ج ٤ كتاب دعا باب ٥٩
[٤] بحار ج ٩٣ ص ٣٠٥
[٥] عدة الداعى ص ٩٧ و بحار ج ٩٣ ص ٣١٤