ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٧٢ - كلماتى كه بر انواع ادراكات آدمى دلالت مىكنند، در قرآن كريم
مورد احتمال راجح نيز استعمال مىكنيم، و مىگوييم: من فلانى را از شجاعان مىدانستم، و از دلاوران به حساب مىآوردم، و منظور اين است كه او را در هنگام شمردن شجاعان، ملحق به آنان مىدانستم.
و اما كلمه شعور كه به معناى ادراك دقيق است از ماده شعر- به فتح شين گرفته شده، كه به معناى مو بوده و ادراك دقيق را از آنجا كه مانند مو باريك است، شعور خواندهاند و مورد استعمال اين كلمه محسوسات است، نه معقولات و به همين جهت حواس ظاهرى را مشاعر مىگويند.
و كلمه ذكر ، به معناى پيش كشيدن صورتهايى است كه در خزينه ذهن انبار شده، و آن را بعد از آنكه از نظر و فكر غايب بوده، حاضر سازيم، و يا اگر حاضر بوده، نگذاريم غايب شود.
و اما كلمه عرفان و معرفت ، به معناى آن است كه انسان صورتى را كه در قوه دراكهاش ترسيم شده، با آنچه كه در خزينه ذهنش پنهان دارد، تطبيق كند، و تشخيص دهد كه اين همان است يا غير آن، و بدين جهت است كه گفتهاند معرفت عبارت است از ادراك بعد از علم قبلى.
اما كلمه فهم به معناى آن است كه ذهن آدمى در برخورد با خارج به نوعى عكس العمل نشان داده و صورت خارج را در خود نقش كند.
و كلمه فقه به معناى آن است كه فهم، يعنى همان صورت ذهنى را بپذيرد، و در پذيرش و تصديق آن مستقر شود.
و كلمه درايت به معناى فرو رفتن در اين نقش و دقت در آن براى درك خصوصيات و اسرار و مزاياى نهفته آن است، و به همين جهت، اين كلمه در مقام بزرگداشت و تعظيم به كار مىرود، هم چنان كه مىبينيم در آيات شريفه(الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ)[١] و آيات(إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ)[٢] استعمال شده، مىفهماند كه تشخيص خصوصيات و اسرار قيامت و اسرار ليلة القدر امرى عظيم است كه كسى قادر به درك آن نيست و اما يقين عبارت است از اينكه همان درك ذهنى آن چنان قوت و شدت داشته باشد كه ديگر قابل سستى و زوال نباشد.
و كلمه فكر به معناى نوعى سير و مرور بر معلومات موجود حاضر در ذهن است، تا
[١] سوره الحاقة، آيه ٢.
[٢] سوره قدر، آيه ٢