ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٠٨ - سبب و منشا عصمت انبياء(ع) نيرو و ملكه نفسانى آنها است نه عامل و سببى خارج از وجود ايشان
اختلافى است كه در علم صادر از نفس ما وجود دارد، (و گرنه ريخت و قيافه گناه و صواب يكى است و ميان شكل عمل زنا و عمل زناشويى هيچ فرقى نيست) حال اگر يكى از اين دو علم يعنى حركت در مسير عبوديت و امتثال امر الهى ادامه يابد معلوم است كه جز اطاعت عملى از انسان سر نمىزند و اگر آن يكى ديگر يعنى حركت در مسير هواى نفس كه مبدأ صدور معصيت است ادامه يابد، (پناه مىبريم به خدا) جز معصيت از انسان سر نخواهد زد.
و بنا بر اين صدور افعال از رسول خدا ص به وصف اطاعت صدورى است دائمى و اين نيست مگر براى اينكه علمى كه افعال اختيارى آن جناب از آن علم صادر مىشود، صورت علميهاى است صالح، و غير متغير، و آن عبارت است از اينكه دائما بايد بنده باشد، و اطاعت كند، و معلوم است كه صورت علميه و هيات نفسانيهاى كه راسخ در نفس است، و زوال پذير نيست، ملكهاى است نفسانى، مانند ملكه شجاعت و عفت و عدالت و امثال آن، پس در رسول خدا ص ملكه نفسانيهاى هست كه تمامى افعالش از آن ملكه صادر است، و چون ملكه صالحهاى است همه افعالش اطاعت و انقياد خداى تعالى است، و همين ملكه است كه او را از معصيت باز مىدارد.
اين معنا و علت عصمت آن جناب از جهت معصيت بود، اما از آن دو جهت ديگر، يعنى عصمت از خطا در گرفتن وحى، و در تبليغ و رسالت، باز مىگوئيم كه در آن جناب ملكه و هيات نفسانيهاى است كه نمىگذارد در اين دو جهت نيز به خطا برود، و اگر فرض كنيم كه اين افعال يعنى گرفتن وحى و تبليغ آن و عمل به آن، همه به يك شكل يعنى به شكل اطاعت و صواب از آن جناب صادر مىشود، ديگر احتياج نداريم كه قائل به وجود واسطهاى ميان آن جناب و اعمالش شده، چيزى را منضم به نفس شريف رسول خدا ص بدانيم كه با وجود چنان چيزى افعال اختياريه آن جناب به شكل اطاعت و صواب و بر طبق اراده خداى سبحان از آن جناب صادر شود، زيرا نه تنها احتياج نداريم، بلكه در آن صورت افعال اختياريه آن جناب از اختياريت خارج مىشود، زيرا در چنين فرضى اراده خود آن جناب تاثيرى در كارهايش نخواهد داشت، بلكه هر كارى كه مىكند مستند به آن واسطه خواهد بود، و در اين صورت خارج از فرض شدهايم، چون فرض كرديم كه آن جناب نيز فردى از افراد انسان است، كه هر چه مىكند با علم و اراده و اختيار مىكند، پس عصمت خدايى عبارت شد از اينكه خداوند سببى در انسان پديد آورد كه به خاطر آن تمامى افعال انسان نامبرده به صورت اطاعت و صواب صادر شود، و آن سبب عبارت است از علم راسخ در نفس، يعنى ملكه نفسانى كه بيانش گذشت.