ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٧٤ - دانشهاى عملى انسان
عمل، كه اينگونه ادراكات را علوم عملى مىناميم، و بحث مفصل در اين مقام محلى ديگر دارد.
و خداى سبحان اين علوم و ادراكات را به ما الهام كرده، تا ما را براى قدم نهادن در مرحله عمل مجهز كند، و ما شروع كنيم به تصرف در عالم، تا آنچه را كه خدا مىخواهد، بشود، و خداى تعالى در اين باره فرموده:(الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى)[١] و نيز فرموده:
(الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَ الَّذِي قَدَّرَ فَهَدى)[٢] و اين هدايت هدايتى است مربوط به تمامى موجودات، كه هر موجودى را به سوى كمال مخصوص به خودش هدايت كرده، او را براى حفظ وجودش و بقاى نسلش به اعمالى مخصوص به خودش سوق داده، چه اينكه آن موجود داراى شعور باشد يا بىشعور.
و اما در خصوص هدايت انسان فرموده(وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها، فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها)[٣] كه به حكم اين آيه فجور و تقواى انسانها براى آنها معلوم و به الهامى فطرى و خدايى مشخص شده است، هر كسى مىداند چه كارهايى سزاوار است انجام دهد، و رعايتش كند، و چه كارهايى سزاوار انجام نيست، و اينگونه علوم، علوم عمليهاى است كه در خارج نفس انسانى اعتبار ندارد، و شايد بهمين جهت فجور و تقوا را به نفس نسبت داد.
و در باره كارهايى كه نبايد كرد فرمود:(وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ، وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ)[٤] چون لعب عملى است كه جز در خيال حقيقتى ندارد، زندگى دنيا هم همين طور است، جاه و مال و تقدم و تاخر و رياست و مرءوسيت، و ساير امتيازاتش همه خيالى است، و در واقع و خارج از ذهن صاحب خيال حقيقتى ندارد، به اين معنا كه آنچه در خارج است حركاتى است طبيعى كه انسان به وسيله آن حركات در مادهاى از مواد عالم تصرف مىكند، حال فردى كه اين حركات را از خود بروز مىدهد هر كه مىخواهد باشد، آنچه در خارج تحقق دارد از اينكه مثلا يك انسان رئيس است، انسانيت او است، و اما
[١] خداى تعالى است كه خلقت هر چيزى را بداد، و سپس هدايتش كرد. سوره طه آيه ٥٠
[٢] كسى كه بيافريد و آفرينش را كامل كرد، و اندازه گرفت، در نتيجه هدايت كرد. سوره اعلى آيه ٣
[٣] سوگند به نفس و خلقت كاملش، كه هم فجورش را به او الهام كرده، و هم تقوايش را. سوره شمس آيه ٨
[٤] زندگى دنيا به جز لهو و لعب نيست، و به راستى خانه آخرت است كه زندگى واقعى است، اگر بخواهند بدانند. سوره عنكبوت آيه ٦٤