ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٨ - بى اعتبارى آن نظريه و پاسخ به دلائل پنجگانه آن
نهاده، و الفاظشان بر آن ادراك تخيلى دلالت مىكند، نظير ارتباط و نسبتى كه ميان الفاظ عادى ما با معانى آن دارد، و اين نكته بر آنان پوشيده مانده كه اين تاثير، نه مربوط به الفاظ انبياء است، نه به اراده آنان كه الفاظ حاكى از آن است، بلكه مربوط به اتصال باطنى آن حضرات به قوه قاهره و شكست ناپذير خدا و قدرت مطلقه و غير متناهى او است، همهكاره و فاعل حقيقى معجزات، اين ارتباط است.
و اما جواب از دليل چهارمشان اين است كه: معناى تراخى و تدريج كه از كلمه ثم استفاده مىشود همانطور كه با معناى تربيت مرغان و مانوس كردن آنها تناسب دارد، با معناى ذبح كردن و كوبيدن و جدا كردن اعضاى آنها از يكديگر و گذاشتن هر قسمتى از آن اجزاى كوبيده شده را بر سر يك كوه نيز تناسب دارد، و مطلب بسيار روشن است.
و اما جواب از دليل پنجمشان اين است كه: عين اين اشكال به خودشان بر مىگردد، براى اينكه حاصل اشكالشان اين بوده كه خدا كيفيت زنده كردن را با بيان علمى براى ابراهيم ع بيان كرده نه با ارائه و نشان دادن حسى. به ايشان مىگوئيم در اين صورت آيه بايد با صفت قدرت ختم شود نه عزت و حكمت ، در حالى كه در سابق توجه فرموديد كه گفتيم مناسبتر همين است كه با صفت عزت و حكمت ختم شود نه با صفت قدرت، از همان بيان، اين معنا نيز روشن مىشود: اينكه بعضى ديگر از مفسرين گفتهاند: مراد از درخواستى كه در آيه آمده، درخواست ديدن حيات پذيرى اجزاى مرده است، صحيح نيست.
خلاصه بيان اين مفسر اين است كه: سؤال ابراهيم ع (العياذ باللَّه) از يك امر دينى نبوده، بلكه سؤال اين بوده كه از كيفيت زنده نمودن سر در آورد، و علم و آگاهى به اينكه مرده را چگونه زنده مىكند، شرط ايمان نيست.
پس ابراهيم ع از خدا علمى را كه ايمان مشروط بر آن است طلب نكرده، به دليل اينكه سؤال خود را با لفظ كيف آورده و همه مىدانيم كه اين كلمه در مورد سؤال از حال استعمال مىشود، نظير اينكه كسى بپرسد كيف يحكم زيد فى الناس، زيد در ميان مردم چگونه قضاوت مىكند؟ كه پرسش كننده در اينكه زيد قضاوت مىكند، شك ندارد بلكه در كيفيت آن شك دارد، و گرنه اگر در اصل قضاوت شك مىداشت مىپرسيد: أ يحكم زيد فى الناس ، آيا زيد در بين مردم قضاوت مىكند؟ .
و اگر خداى تعالى در پاسخ ابراهيم ع از او پرسيد: مگر ايمان نياوردهاى؟ براى اين بوده كه هر چند ظاهر كلمه كيف سؤال از چگونگى احياء است، ليكن از آنجايى كه گاهى اين كلمه در تعجيز هم استعمال مىشود، مثلا وقتى كسى ادعا مىكند كه من