ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٦٤ - گفته برخى از مفسرين مبنى بر اينكه ابراهيم(ع) درخواست علم به كيفيت احيا را نموده نه ديدن آن را
داد:(ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً) بايد بيائيد چه بخواهيد و چه نخواهيد، و موجودات در پاسخ عرضه داشتند:(أَتَيْنا طائِعِينَ) با رغبت آمديم.[١] آن گاه پنج دليل بر گفتار خود آورده و مىگويد:
دليل اول: در خود آيه است كه مىفرمايد: فصرهن چون معناى اين كلمه چنين است: آنها را متمايل كن يعنى ميل آنها را به سوى خود ايجاد كن و اين همان ايجاد انس است، شاهد ما بر اينكه معناى آن چنين است، متعدى شدن و مفعول گرفتن كلمه به حرف الى است، چون فعل صار- يصير وقتى با اين حرف متعدى شود معناى متمايل كردن از آن فهميده مىشود و اينكه مفسرين گفتهاند: به معناى تقطيع و تكه تكه كردن است، و در آيه معنايش اين است كه مرغان را بعد از سر بريدن قطعه قطعه كن، با متعدى شدن به وسيله حرف الى سازگار نيست، و اما اينكه بعضى گفتهاند: كلمه اليك متعلق[٢] به جمله خذ است، نه به جمله فصرهن و معنايش اين است كه چهار مرغ براى خود اختيار كن و آنها را قطعه قطعه كن، معنايى است خلاف ظاهر كلام.
دليل دوم: از ظاهر آيه بر مىآيد هر چهار ضمير در اين كلمات يعنى صرهن و منهن و ادعهن و ياتينك يك مرجع دارند و آن كلمه طيور است، و بنا به گفته ما هر چهار ضمير به طير بر مىگردد، ولى بنا به گفتار ديگران، لازم مىآيد اين وحدت مرجع، از بين برود، يعنى دو ضمير اول به طيور و سومى و چهارمى به اجزاى آنها بر گردد تا معنا چنين شود: آنها را قطعه قطعه كن، و از مجموع آنها بر سر هر كوهى مقدارى را بگذار، آن گاه آنها را تك تك صدا بزن، مثلا اجزاء خروس را صدا بزن، پس آن خروس نزدت مىآيد. و ليكن اين خلاف ظاهر آيه است، كه بين ضميرها تفرقه بيندازيم.
بعضى از مفسرينى كه نظريه فوق را پذيرفتهاند ادله ديگرى نيز اضافه كردهاند كه بدين قرارند.
دليل سوم: نشان دادن كيفيت خلقت، اگر به اين معنا باشد كه خدا نشان بدهد كه چگونه اجزاى به باد رفته مردهاى را جمع مىكند، و به صورت اولش بر مىگرداند چنين منظورى با قطعه قطعه كردن چهار مرغ، و درهم آميختن آنها با يكديگر و قرار دادن هر جزئى از مجموع را بر سر كوهى حاصل نمىشود، چون در چنين فرضى چگونه تصور مىشود كه شخصى حركت ذره
[١] سوره فصلت آيه ١١
[٢] متعلق بودن كلمهاى به كلمه يا جمله ديگر اين است كه معناى كلمه دوم و يا جمله، بوسيله كلمه اول تكميل مىشود.