ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٢ - دلالت بر هدايت كردن خدا و مراتب سه گانه هدايت در آيات مورد بحث
گذاشته، تا بفهماند كه اصل قصه نسبت به درگاه با عظمت خدا، بسيار ناچيز است تا چه رسد به جزئيات آن، و باز بهمين جهت در آيه قبلى نام نمرود را كه با ابراهيم ع خصومت مىورزيد، نبرد، و در آيه بعدى هم جهات قصه را ذكر نمىكند، نام آن مرغان را نمىبرد و اسم آن كوهها را و عدد اجزاى آن گوشت كوبيده را معين نمىكند.
و اما اينكه چرا نام ابراهيم ع را برده، براى اين است كه قرآن كريم عنايت دارد كه هر جا سخن از آن جناب مىرود احترامش كند، و نامش را به بزرگى ياد كند، مثلا مىفرمايد:(وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ عَلى قَوْمِهِ)[١] و نيز مىفرمايد:(وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ)[٢] و در همه اين موارد عنايتى خاص به ذكر نام ابراهيم ع است.
و به خاطر همين نكتهاى كه خاطر نشان كرديم مىبينيم خداى تعالى مساله احياء و اماته را در غالب موارد قرآن طورى ذكر كرده كه خالى از نوعى استهانت و بىاهميت شمردن نيست، از آن جمله مىفرمايد:(وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ، وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ، وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلى فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ).[٣] و نيز مىفرمايد: (قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ ... قالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً) [٤].
(قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ) يعنى كجا و چگونه خداوند (اهل) اين قريه را زنده مىكند و بنا بر اين در اين جمله، مجازى اعمال شده، زيرا زنده شدن، به خود قريه نسبت داده شده، نظير مجازى است كه در جمله:(وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ)[٥] آمده است و با آوردن اين جمله خواست عظمت امر را برساند، و نيز
[١] و اين حجتهاى ما بود كه به ابراهيم براى هدايت قومش داديم. سوره انعام آيه ٨٣
[٢] ما همچنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان مىداديم تا اينكه از صاحبان يقين باشد.
سوره انعام آيه ٧٥
[٣] او خدايى است كه خلقت را آغاز نمود و دوباره در معاد آن را بر مىگرداند و اين عمل براى او آسانترين عمل است و او در آسمانها و زمين صفاتى بلندتر از اين دارد و او مقتدر و فرزانه است. سوره روم آيه ٢٧
[٤] زكريا گفت: پروردگارا من از كجا فرزنددار مىشوم؟ ... فرمود: اين كار بر من آسان است، هم چنان كه قبل از اين تو را بيافريدم با اينكه هيچ بودى. سوره مريم آيه ٨
[٥] از( اهل) قريه سؤال كن. سوره يوسف آيه ٨٢