ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٥٠ - دلالت بر هدايت كردن خدا و مراتب سه گانه هدايت در آيات مورد بحث
مرتبه دوم: هدايت به حق از راه نشان دادن است، نظير داستان شخصى كه از قريه خالى از سكنه عبور كرد و خداى تعالى آن شخص را از اين طريق به ايمان و به معاد هدايت كرد كه مردگان قريه را پيش رويش زنده كرد.
مرتبه سوم: اين است كه شخصى را از راه بيان واقعه و نشان دادن حقيقت و علتى كه باعث وقوع آن واقعه شده است هدايت كنند، و به عبارت ديگر سبب و مسبب هر دو را به شخص نشان دهند، و اين مرتبه از هدايت قوىترين مراتب هدايت و بيان و عالىترين مراتب آن است.
مثلا كسى را كه پنير نديده و در وجود پنير شك دارد سه جور مىتوان او را به شناخت پنير هدايت كرد:
يكى اينكه: به او بگوئيم چنين چيزى وجود دارد، به دليل اينكه فلانى و فلانى از آن خوردهاند، و از كسانى كه به راستى پنير خوردهاند آن قدر استشهاد كنيم تا وى را يقين حاصل شود، كه بله چنين خوردنى وجود دارد.
دوم اينكه: يك تكه پنير به او نشان داده حتى مختصرى هم به او بدهيم تا بخورد.
سوم اينكه: مقدارى شير بياوريم و آن را كمى حرارت داده، مقدارى مايه پنير مخلوطش كنيم، تا سفت شود، آن وقت در اختيارش بگذاريم تا بخورد، اين مرتبه از هدايت، مؤثرترين راه در ازاله و از بين بردن شك و ترديد شخص است.
حال كه به اين مقدمه توجه شد، مىتوان به آسانى دريافت كه در مقام آيات سهگانه مورد بحث كه مقام استشهاد براى هدايت خداست، به كار بردن هر سه جور سياق براى فهماندن مخاطب صحيح است.
هم مىتوان گفت: خدا مؤمنين را به سوى حق هدايت مىكند، مگر داستان ابراهيم و نمرود را نديدى؟ و يا مگر داستان آن شخصى كه به قريهاى خراب عبور كرد نديدى؟ و يا مگر داستان ابراهيم و مرغ زنده كردنش را نديدى؟.
و هم مىتوان گفت: خدا مؤمنين را به سوى حق هدايت مىكند، مثل هدايتى كه ابراهيم را در محاجه و گفتگو با نمرود كرد كه خود نوعى از هدايت است، و يا مثل هدايتى كه در باره آن شخصى كه از قريهاى خراب عبور كرد معمول داشت، و آن نيز نوعى ديگر از هدايت است، و يا مثل آن هدايتى كه در باره ابراهيم در داستان مرغ پرنده معمول داشت كه آن نيز نوعى هدايت است.
و هم مىتوان گفت: خدا مؤمنين را به سوى حق هدايت مىكند و من شواهد آن را به