ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٢٠ - عرش و نسبت آن با كرسى
خدا هر كس را كه بخواهد به رحمت خود مخصوص مىدارد و او قوى و عزيز است.
مؤلف: اينكه فرمود: چون كرسى باب ظاهر از غيب است وجهش را بطور اجمال فهميدى، پس يك مرتبهاى از علم كه مرتبه مقدر و محدود آن است به عالم ما، كه عالم جسمانى است و عالم مقدر و محدود است، نزديكتر از آن مرتبهاى است كه قدر و حد ندارد، و به زودى شرح فقرات اين روايت در تفسير آيه:(إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ)[١] خواهد آمد انشاء اللَّه تعالى.
و اينكه فرمود: و بمثل صرف العلماء ... اشاره است به اينكه الفاظ عرش و كرسى و نظاير آنها مثلهايى است كه مردم را توجه مىدهد به اينكه چگونه استدلال كنند، ليكن غير از كسانى كه عالم هستند اين مثلها را نمىفهمند.
و در احتجاج از امام صادق ع روايت آورده كه در حديثى فرمود: خداى تعالى هر چيزى را در داخل كرسى خلق كرد، به غير از عرش خود كه او عظيمتر از آن است كه در كرسى جاى بگيرد.[٢] مؤلف: توضيح معناى اين حديث در سابق گذشت، و اين روايت موافق با ساير روايات است، پس اينكه در بعضى از اخبار واقع شده كه عرش، علمى است كه خدا، انبياء و رسولان خود را به آن آگاه نموده، و كرسى، علمى است كه احدى را به آن آگاه نكرده، مانند خبرى كه شيخ صدوق آن را از مفضل از امام صادق ع نقل كرده، درست نيست، و گويا اشتباهى است از راوى كه جاى دو كلمه عرش و كرسى را عوض نموده، و يا اصلا روايت صحيح نيست، و مانند روايتى است كه به زينب عطرفروش نسبت دادهاند، بايد دور انداخته شود.
و در تفسير عياشى از على ع روايت آورده كه فرمود: آسمان و زمين و همه مخلوقى كه بين آن دو است همه در داخل كرسى قرار دارند، و اين كرسى را چهار فرشته به امر خدا حمل مىكنند.[٣] مؤلف: اين روايت را شيخ صدوق هم آورده، و آن را از اصبغ بن نباته از امير المؤمنين ع نقل كرده، و جمله و اين كرسى را چهار فرشته حمل مىكنند ، در روايات ائمه
[١] سوره اعراف، آيه ٥٤
[٢] احتجاج، ج ٢، ص ١٠٠
[٣] تفسير عياشى، ج ١، ص ١٣٨