ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٤٨ - بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته، مربوط به قرض دادن به خدا، داستان طالوت، مراد از سكينت )
وقتى آيه:(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) نازل شد ابو دحداح نزد رسول خدا ٦ آمد، و عرضه داشت: يا نبى اللَّه آيا درست فهميدهام كه خدا از آنچه به ما عطا فرموده، قرض مىخواهد، و تازه براى خود ما قرض مىخواهد؟ حال كه چنين است من دو قطعه زمين دارم، يكى بالاى شهر و يكى پائين شهر، و من هر يك را كه بهتر از ديگرى تشخيص داديد در راه خدا صدقه مىدهم، رسول خدا ٦ مكرر فرمود: چه شاخههاى پر برگى در بهشت، بر ابى دحداح سايه افكندهاند.![١] مؤلف: اين روايت به طرق مختلف نقل شده است.
و در كتاب معانى الاخبار از امام صادق ع نقل شده كه فرمود: وقتى آيه(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) نازل شد، رسول خدا ٦ عرضه داشت: پروردگارا اجر امت مرا بيشتر كن، خداى سبحان اين آيه را نازل كرد:(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً)، رسول خدا ٦ فهميد كه منظور از كلمه كثير در دادگاه خدا، عددى است كه از شمار بيرون باشد، و انتها نداشته باشد.[٢] مؤلف: مرحوم طبرسى در مجمع البيان و عياشى در تفسيرش نظير اين را نقل كردهاند.[٣] و قريب به اين مضمون از طرق اهل سنت نيز آمده، و اينكه امام در روايت فرمود، رسول خدا ٦ فهميد ... اشاره است به مضمون آخر آيه كه مىفرمايد: (وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ) ... ، چون هيچ حدى كه عطاى خداى تعالى را محدود كند وجود ندارد، خداوند خود نيز فرموده:(وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً)[٤] (عطاء پروردگار تو هرگز جلوگيرى نداشته است).
و در تفسير عياشى از ابى الحسن ع روايت كرده كه در ذيل همين آيه فرمود:
منظور از قرض الحسنه به خدا، صله و بخشش به امام است.[٥] مؤلف: نظير اين روايت در كافى از امام صادق ع آمده،[٦] و بايد دانست كه منظور در اين روايات بيان يكى از مصاديق قرض الحسنه دادن به خدا است.
و در مجمع البيان در ذيل آيه (إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ) ... گفته: پيامبر نامبرده، شموئيل
[١] الدر المنثور، ج ١، ص ٣١٢
[٢] معانى الاخبار، ص ٣٩٧
[٣] مجمع البيان، ج ١، ص ٣٤٩ و تفسير عياشى، ج ١، ص ١٣١
[٤] سوره اسراء، آيه ٢٠
[٥] تفسير عياشى، ج ١، ص ١٣١
[٦] اصول كافى، ج ١، ص ٥٣٧