ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٢٥ - رد گفتار اين مفسر
ما در بحث پيرامون معجزه آن را اثبات نموديم، علاوه بر اينكه خود قرآن ظهور در اين دارد كه مرده زنده كردن و امثال آن را اثبات كرده است، و به فرض اينكه ما نتوانيم معجزه را از راه عقل اثبات كنيم، هيچ مسلمانى نمىتواند ظهور قرآن را در اثبات آن، انكار نمايد.
و ثانيا صاحب اين نظريه مىخواهد اين ادعاى خود را كه قرآن دلالت دارد بر اينكه بيش از يك زندگى در دنيا ممكن نيست اثبات كند، هم چنان كه در مقام اثبات هم برآمده، و به آيات(لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى)[١] و(أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ)[٢] استدلال كرده است.
ولى هرگز نمىتواند اثبات كند، بلكه تمامى آياتى كه دلالت بر احياى مردگان دارد، مانند آيات مربوط به داستانهاى ابراهيم و موسى و عيسى و عزير كه دلالتش به نحوى است كه قابل انكار نيست، در رد دعوى او كافى است، علاوه بر اينكه حيات دنيا اگر در وسطش مرگى اتفاق بيفتد دو حيات نمىشود، هم چنان كه اين معنا با كمال خوبى از داستان عزير كه پس از زنده شدن مدتها از مرگ خود بىخبر بود استفاده مىشود، چون خود عزير و امثال او معتقد بودند يك بار به دنيا آمدند و يك بار هم مىروند، و اما آن دو آيهاى كه به آنها استدلال كرده بود، هيچ دلالتى بر مدعايش ندارد و تنها بر نوعى از حيات دلالت مىكند، مىخواهد بفرمايد زندگى اهل بهشت يك نوع زندگىاى است كه مرگ در پى ندارد و با نوع زندگى دنيا فرق دارد.
و ثالثا اينكه گفت: اگر اين آيه مربوط به سرگذشت قوم معينى بود، بايد نام آن قوم را مىبرد، و پيامبر آن قوم را معين مىكرد ، درست نيست، براى اينكه وجوه بلاغت همه جا يك جور نيست، جايى هست كه بلاغت اقتضا مىكند كلام طولانى شود، و جزئيات واقعه ذكر شود، و جايى ديگر اقتضاى كوتاه گويى و حذف جزئيات را دارد. و نظائر اين آيه در قرآن هست، مانند آيه شريفه:(قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ، النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ وَ هُمْ عَلى ما يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ)[٣] و آيه شريفه:(وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ)[٤] آنان را كه ملاحظه مىكنيد نام اين دو قوم را نبرده است.
[١] سوره دخان، آيه ٥٦
[٢] سوره مؤمن، آيه ١١
[٣] دارندگان و اصحاب آن گودالهاى آتش پر از هيزم كه مؤمنين در آن آتشها شكنجه مىشدند و آنان تماشا مىكردند، كشته شدند. سوره بروج، آيه ٥
[٤] و بعضى از آنان را كه ما خلق كردهايم، امتى هستند كه به سوى حق، هدايت نمود و به معيار حق مىسنجند. سوره اعراف، آيه ١٨٠