ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٩٦ - زندگى زن در امتهاى پيشرفته قبل از اسلام
داشت او را مخصوصا در مواقع قحطى و يا جشنها مانند گوسفند چاق بكشد، و گوشتش را بخورد، و آنچه را كه از مال مربوط به زن بود، مال خودش مىدانست، حق زن را هم، حق خود مىشمرد، مخصوصا از جهت دادوستد و ساير معاملاتى كه پيش مىآمد خود را صاحب اختيار مىدانست.
و بر زن لازم بود كه از مرد (پدرش باشد يا شوهرش) در آنچه امر و دستور مىدادند كوركورانه اطاعت كند، چه بخواهد و چه نخواهد و باز به عهده زن بود كه امور خانه و اولاد و تمامى ما يحتاج زندگى مرد را در خانه فراهم نمايد، و باز به عهده او بود كه حتى سختترين كارها را تحمل كند، بارهاى سنگين را به دوش بكشد، گل كارى و امثال اين كارها را بكند، و در قسمت حرفه و صنعت پستترين حرفه را بپذيرد.
و اين رفتار عجيب، در بين بعضى از قبائل به حدى رسيده بود كه وقتى يك زن حامله بچه خود را به دنيا مىآورد بلا فاصله بايد دامن به كمر بزند و به كارهاى خانه بپردازد. در حالى كه شوهرش با نداشتن هيچ كسالتى خود را به بيمارى بزند، و در رختخواب بخوابد و زن بدبختش به پرستارى او بپردازد، اينها كلياتى بود از حقوقى كه زن در جامعه عقب مانده داشت، و از بهرههايى كه از زندگىاش مىبرد، كه البته اهل هر قرن از قرنها بربريت و وحشيگرى و خصلتها و خصوصيتهاى مخصوص به خود داشته، سنتها و آداب قومى با اختلاف عادات موروثيشان و اختلاف مناطق زندگى و جوى كه بر آن زندگى احاطه داشت، مختلف مىشد كه هر كس به كتب تاليف شده در اين باب مراجعه كند، از آن عادات و رسوم آگاه مىشود.
زندگى زن در امتهاى پيشرفته قبل از اسلام
منظور ما از امتهاى متمدن و پيشرفته آن روز، آن امتهايى است كه تحت رسوم ملى و عادات محفوظ و موروثى زندگى مىكردهاند بدون اينكه رسوم و عاداتشان مستند به كتابى يا مجلس قانونى باشد، مانند مردم چين و هند و مصر قديم و ايران و نظائر اينها.
آنچه در اين باب در بين تمامى اين امتها مشترك بوده، اين بود كه زن در نظر اين اقوام هيچگونه استقلال و حريت و آزادى نداشته، نه در ارادهاش و نه در اعمالش، بلكه در همه شؤون زندگىاش تحت قيمومت و سرپرستى و ولايت بوده، هيچ كارى را از پيش خود منجز و قطعى نمىكرده، و حق مداخله در هيچ شانى از شؤون اجتماعى را نداشته است (نه در حكومت، نه در قضاوت، و نه در هيچ شانى ديگر).