ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٩ - معناى اولوا العزم و اقوال متعدد در باره انبياى اولوا العزم
به زمين كه دار بليه و تناسل ذريه است فرود آورد، و از ميان فرزندان او انبيايى برگزيد، و از آنان پيمان گرفت كه در گرفتن وحى و در تبليغ رسالت او رعايت امانت را بكنند، و هر يك از اين انبيا وقتى مبعوث شدند كه بيشتر مردم معاصرش عهد خدا را شكسته، و حق او را نشناختند، و شريكها برايش گرفتند، و شيطان آنان را در معرفت خدا سرگردان، و از عبادت او منصرف كرده بود.
در اين موقع خداى تعالى پيغمبران خود را يكى پس از ديگرى به سويشان گسيل مىداشت، تا از ايشان بخواهند پيمانى را كه در فطرت خود با خدا بستهاند رعايت كنند، و نيز نعمتهاى الهى را كه فراموش كردهاند به يادشان آورند، و از راه تبليغ، حجت خداى را بر آنان تمام نمايند، و نيز از اين راه دفينههاى نهفته در عقول بشر را تحريك و بيدار سازند، و آيات قدرت الهى را كه از هر سو بر آنان احاطه دارد به ايشان نشان دهند، از بالاى سر، آيت آسمانى بىپايه را و از پائين آيت گهواره زمين را، و آياتى كه در معاش آنان و مايه زندگى آنان است، و نيز اجلها كه ايشان را فانى مىسازد، و بيماريها و ناملايماتى كه ايشان را پير، و زمينگير مىكند، و حوادث غير منتظرهاى كه هر لحظه و پشت سرهم به ايشان رو مىآورد.
و خداى تعالى هرگز خلق خود را از نبى مرسل و كتابى منزل و يا حجتى تمام شده و راهى مستقيم و هموار خالى نگذاشته پيغمبرانى كه كمى طرفداران و نفرات، به قصور از انجام رسالت وادارشان نكرد، و كثرت نفرات دشمن و مكذبين از كارشان باز نداشت، و هر يك پيغمبر بعدى خود را مىشناخت، و گاهى او را به مردم هم معرفى مىكرد، روزگار بشريت تا بود چنين بود، و اين معنا در نسلها كه منقرض شد و نسلهايى كه جانشين آنان گشت جريان داشت، تا آنكه خداى سبحان محمد ص را براى وفاى به وعدههايش مبعوث كرد، تا آخرين پيامبر خود را هم مبعوث كرده باشد. (تا آخر خطبه).[١] مؤلف: اينكه در روايت داشت: (اجتالتهم) معنايش همان (سرگردان كرد) است، چون از ماده جولان است كه به معناى به هر طرف دويدن است، و اينكه فرمود: (واتر اليهم) به معناى فرستادن يكى پس از ديگرى است، و كلمه (اوصاب) جمع وصب و به معناى مرض است، و كلمه (احداث) جمع حدث است، كه به معناى حادثههاى ناگوار است، و اينكه فرمود: (نسلت القرون) معنايش اين است كه نسلهايى در گذشته و كلمه (انجاز عدته) به معناى محقق ساختن وعده است، و مراد به اين وعده همان است كه قبل از آمدن پيامبر اسلام
[١] نهج البلاغه خطبه ١ ص ٢٤ تا ٢٦