صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٩
بردند و رفتند، همه چیز ما را بردند، حالا که همه چیز ما را بردند و ما مثل یک حبسىهایى که از حبس یکدفعه قفس شکسته و بیرون آمدیم و هر کدام یک طرف، یک جایى مىپریم، همه متوجه شدیم به گرفتارى خودمان. توجه به اینکه یک همچو گرفتارى نمىشود فورا رفع بشود، یک شب نمىشود یک همچون گرفتارى یک قرن، یک نیم قرن، یک پنجاه و چند سال را که براى ما گرفتارى درست کردند و براى ما خانه خرابى درست کردند، این را با یک ماه، دو ماه، چهار ماه نمىشود آن را درست کرد. شما خیال نکنید که به فکر شما نیستند، الان نمىتوانند به فکر هیچ کس باشند. شما خیال مىکنید که اینها مثلاً راجع به سایر بلاد هم کارى کردند و براى شما نکردند. نمىتوانند آقا، مطلب، مطلب بزرگى است، همه با هم باید دست به هم بدهیم، یک مقدار باید فرصت بدهیم، یک مقدار باید همراهى کنیم، همهمان همراهى کنیم، اگر من طلبه با این آقایان علما، با شما علما، با شما آقایان دست هم ندهیم و دولت را تایید نکنیم و همه باهم نشویم نمىتوانیم این خرابىها را درست بکنیم.
پنجاه سال سوختن و ساختن و شاهد خرابىها بودن
خرابى است الان، همه خراب است. عمده مطلب ایران کشاورزى بود اینها به اسم اصلاحات ارضى کشاورزى را بکلى از بین بردند و ایران شد یک بازارى که دستش را هى دراز مىکند پیش دولتهاى خارجى خصوصا آمریکا، گندم بده، جو بده، نمىدانم چه، با اینکه ایران اگر خودش کشاورزى را بکند، باید صادر بکند به سایر ممالک، نباید بگیرد از آنجا. همه چیز ما را از بین بردند، دامدارى ما را از بین بردند، مراتع ما را، مراتعى که به تصدیق خود خارجىها گفتند بهترین مراتع براى دامدارى، غنىترین مراتع براى دامدارى، مرتع فلان جاست و من هم اسمش را یادم نیست، این را دادند به ملکه انگلستان و چند نفر از دوستان او، این را به او دادند و الان نمىدانم حالا الان وضعشان چطور است. تمام مراتع ما را از بین بردند به اسم ملى کردن، مردم را دستشان را منقطع کردند و خودشان چاپیدند و رفتند و همین طور جنگلهاى ما را به اسم ملى کردن، خودشان به اشخاص خارج فروختند و استفادهاش را کردند، نفت را هم که همه مىدانید که چطور بردند و هیچ چیز هم ندادند به ما، الان باز به دولت ما پول نفت نرسیده، نفت صادر شده اما پول نفتش بعد باید برسد، تا چندم، تا کى باید برسد. اینجور نیست که الان دولت به فکر شما نباشد به فکر ما باشد، به فکر مثلاً بلوچستان نباشد به فکر تهران باشد، به فکر کردستان نباشد، به فکر همه جا هستند اما نارساست مطلب، صبر مىخواهد. ما پنجاه و چند سال صبر بر این بلیات کردیم و سوختیم و ساختیم، حالا یک مقدارى باز باید بسوزیم و بسازیم و مهلت بدهیم و کمک کنیم تا درست بشود، کارگرى درست بشود. الان تو کارخانهها مىریزند نمىگذارند کارگرى درست بشود، تو کشاورزها مىریزند نمىگذارند کشاورزى صورت پیدا بکند و تو مدارس مىریزند نمىگذارند مدرسه درست باز باشد. همه جا را اینها خراب کردند، حالا هم تتمهاى که مانده است نمىگذارند که ما راحت باشیم، دولت راحت باشد تا کار انجام بدهد. شما این را بدانید که اسلام براى یک قشر نیست، اسلام براى یک طایفه نیست، اسلام براى همه