صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٦٧
تاریخ: ٣/٢/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع نمایندگان روحانى کرد
محرومیت، زاغه نشینى و بىسامانى، هدایاى رژیم گذشته
بسم الله الرحمن الرحیم
ما در این مدت که یک روابطى پیدا کردیم با طوایف مختلف مملکت و اقشار مختلف پیش ما مىآیند، مىبینیم که هر طایفهاى در هر جا که هستند مىگویند که با ما بدتر از همه جا رفتار شده. از بختیارىها مىآیند مىگویند که با ایل بختیارى بدتر از همه جا عمل شده است و اینها بیچارهتر از همه هستند. از هر طرفى از اطراف ایران که مىآیند، از شهرستانها یا از دهات، خصوصا از عشایر مختلفى که ایران دارد همه این مطلب را گویند که هیچ جا بدتر از منطقه ما نیست و این براى این است که هر کسى منطقه خودش را مىبیند. همه مناطق اینطورى است. شما تهران را ملاحظه کنید که مرکز ایران است و هر چه باشد باید در اینجا بهترش باشد، قریب سى محله یا یک قدرى بیشتر در تهران هست یعنى در شهر هست، کنار شهر که اینها زاغه نشین، چادرنشین هر چه، عرض کنم چه نشین هستند و عائله شان پنج نفر، بیشتر، کمتر در یک سوراخى زندگى مىکنند و نه برق دارند و نه اسفالت دارند، نه آب دارند اینها. آنطورى که به من گفتند و مکرر مىآمدند و گفتند در یک گودالهاى منزلشان هست که از این گودالها پنجاه بیشتر پله مىخورد، پلههاى گلى مىخورد و مىآید لب خیابان، آنجا آن زن بدبخت بیچاره که در این زاغه هست کوزهاش را، بر مىدارد که برود آب بیاورد، از پنجاه شصت پله باید بالا برود و در زمستان، آنجا کوزهاش را آب بکند، پنجاه، شصت پله پایین بیاید، چند دفعه زمین بخورد تا ببرد آنجا. هیچ از آثار تمدن از قبیل آسفالت و از قبیل آب و از قبیل برق در آنجا نیست، خانهشان هم اینجور است که مىبینید، این در تهران است، سایر شهرها همین جورها در آن زیاد است، قصبات بیشتر، دهات بدتر، عشایر بالاتر. این خیال نکنید که فقط شما هستید که محروم هستید و محروم بودید، این رژیم همه را محروم کرد. فشار این رژیم بر شهرستانها به یک نحوى بود و بر عشایر به یک نحوى بود و بر دهات، قرا و قصبات به یک نحوى. همه در فشار بودند، همه در سختى زندگى مىکردند. این شهرستانىها خیال نکنید که خانه دارند چه دارند و در آن وقت خوب بود جایشان، آنها هم فشارها داشتند، گرفتارىها داشتند، حبسها داشتند، زجرها داشتند، در حبسها اینها را پاهاشان را اره مىکردند از روحانیون ما، خیال نکنید که روحانیون، فقط روحانیون شما گرفتار بودند، روحانیون ما که ما انگشت روى آنها مىگذاریم که فلان و فلان، پاهایشان را اره کردند، بعضى از