صحیفه نور
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص

صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥١

نمى‌کنند که اگر در زمان سابق بود شما امکان نداشت که بیائید و اینجا بنشینید و با من صحبت بکنید. آقا (اشاره به آقاى جنتى) امکان نداشت که بیایند در اصفهان با شما تماس بگیرند. امکان نداشت که شما بتوانید یک کلمه حرف بزنید، یک احقاق حقى بکنید، فورا شما را مى‌گرفتند و مى‌بردند به زندان‌ها و با آن حبس‌ها و با آن بساط. خوب، این حبس‌ها شکسته شد. چى مى‌خواهد بشود؟ این حبس‌ها همه خراب شد و از بین رفت و حالا جز آن اشخاصى که خائن هستند و به شما خیانت کردند کسى دیگر تو حبس نیست. این چه شد یعنى چه؟ خوب، همین شده است که حالا ما آزادانه نشسته‌ایم با هم صحبت مى‌کنیم. شما آزادانه در هر جا دلتان مى‌خواهد صحبت مى‌کنید و حرف‌هایتان را مى‌زنید روزنامه‌ها هم ولو مزخرفات هم مى‌نویسند لکن آزادانه دارند مى‌نویسند و در حبس‌ها بکلى بسته شد الا براى این خائن‌هائى که مردم را تا حالا چاپیده‌اند. این شده را هیچ حساب نمى‌کنند، خوب، یک کار دیگرى که شده این نفت ما را مى‌بردند، عوضش چه مى‌دادند؟ عوضش یک قدرى اسلحه به اسم اینکه ما اسلحه مى‌دهیم - عوض - واقعش این بود که اسلحه براى خود آنها بود براى اینکه ما نمى‌توانستیم این اسلحه را به کار ببریم. اسلحه براى خود آنها که بیایند اگر یک وقتى شوروى بخواهد حمله کند به این طرف، اینها مقابله داشته باشند. نفت ما را مى‌گرفتند پولش را براى خودشان مى‌آوردند، اسلحه مى‌دادند براى خودشان در ایران. در این بسته شد و الان نفت به اختیار خود دولت است هر کس که پول بدهد به او نفت مى‌دهند، نخواهد به او نفت نمى‌دهند. این چه شد، این هم یک چیزى که شده. آنى که شده است را باید حساب کرد و باید بشود را مهلت داد. فقر از سابق بوده است، آنوقت صحبتش را نمى‌کردند حالا که یک تحول حاصل شده است و بساط به اینجا رسید فریادشان در آمده که حالا چه شده، چرا فقر ما تمام نمى‌شود؟ آخر فقر پنجاه ساله را مى‌شود با دو روز، با یک ماه، با دو ماه از بین برد؟ خوب، باید مهلت بدهند کارخانه‌ها راه بیفتد که مهلت نمى‌دهند، مهلت بدهند که زراعت و کشاورزى راه بیفتد، این هم توى کشاورزها مى‌روند و نمى‌گذارند انجام بگیرد.

هدف مزدوران اجنبى ایجاد آشوب در کارخانه‌ها

در هر صورت الان یک قشرهائى هستند که نمى‌خواهند که این نهضت به آخر برسد. یک دسته‌شان که بیشتر و عمده است همین تتمه رژیم و اینهاست که با صورت‌هاى مختلف مى‌خواهند نگذارند و مى‌خواهند همان مسائل سابق را برگردانند و نمى‌توانند انشاء الله. اما این را مى‌خواهند که این کار را بشود، این شلوغى‌ها و اینها را مى‌خواهند بکنند که آرامش در مملکت نباشد و کم‌کم وقتى آرامش نشد راهى باز بشود براى اینکه یک کودتاى مشروعى به قول خودشان درست بشود، خداى نخواسته به حال اول برگردد و این انشاءالله نمى‌شود. لکن ما باید بیدار باشیم، باید توجه داشته باشیم اینهائى که مى‌آیند توى کارخانه‌ها تبلیغ مى‌کنند که کم کارى و بیکارى و ترک کار، اینها دلشان براى کارگر نسوخته، اینها دلشان براى آمریکا سوخته یا براى شوروى، براى آنها دلشان سوخته، یعنى براى خودشان که منافعشان تابع منافع آنهاست اینها اجیرند از غیر به واسطه اینکه مزدور آنها هستند. اینها