صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٣
پیشتر قاضىهاى ما مىکردند و مىنشاندند اینها را و حرفهایشان را گوش مىکردند شاهدشان را مىگرفتند و چه مىکردند، دو روز، سه روز، یک روز و گاهى یک ساعت، دو ساعت تمام مىشد مساله. مردم وقتشان شریف است نباید صرف یک محاکمه بشود که آن، یک نفر وکیل داد گسترى بود که من مىشناختم او را، دیده بودم، شیخ رضا اسمش بود، معروف بود آنوقت، نقل مىکنند که گفته بود این محاکمهاى را که الان ما شروع کردیم تا من هستم این محاکمه هست. وقتى من مردم، پسرم این کار را انجام مىدهد که نمىگذاریم به آخر برسد. وضع دادگسترى اینطورى است که مىتواند یک وکیلى نگذارد به این زودىها مساله ختم بشود. اینها باید تحول پبدا بکند، باید طورى بشود که اگر ما نتوانیم صد در صد اسلامىاش بکنیم لااقل نزدیکش بکنیم به اسلام و انشاءالله امیدواریم بتوانیم.اما حالا فرض مىکنیم نتوانیم، لااقل نزدیک بشود به او، همچو نباشد که او در یک قطبى و هر چه در غرب عمل شد ما باید تبع آنها باشیم و همه اداراتمان غربى باشد. این از اغلاطى است که، یعنى به خاطر ضعف مسلمین بوده است که هر چه را از آنجا دیدند خیال کردهاند این خوب است که به آن عمل کردند، دیگر خودشان نظر نکردند که ببینند که خود این آیا صحیح است یا غیر صحیح است. وقتى دیدند آنها طیاره را درست کردند خیال کردند که دیگر جهات اخلاقىشان هم صحیح است و حال اینکه مساله اینطور نیست، در هر صورت تحولات لازم است هم در اشخاص براى پاک بودن، براى مهذب بودن، براى خدمتگزار و ملى بودن تحول مىخواهد که با ارشادات اقشار مختلف، بزرگترها، باید اینها عملى بشود و هم در کیفیت خود این ادارات و فرم ادارات، باید اینها عوض بشوند و انشاءالله امیدوارم که این امور تحقق پیدا بکند و یک مملکت اسلامى بزرگ بشود و بالاتر از آن که انشاء الله سرایت بکند به سایر ممالک اسلامى و بشود یک مملکت اسلامى بزرگ، در مقابل همه ابرقدرتها، اگر ممالک اسلامى با جمعیتى که یک میلیارد تقریباً هست، مخازن بزرگى که دارند، اینها اگر چنانچه به یک نحو اتحادى با هم پیدا بکنند بزرگترین قدرت هستند. خداوند انشاءالله به همه شما سعادت و سلامت عنایت کند.
لزوم اسلامى عمل نمودن دادگاههاى انقلاب
اینکه من عرض مىکنم، از اول هم گفتهام که دادگاهها نباید روى آن مسائل سابق عمل بکنند. دادگاهها باید به تمام معنا اسلامى و توجه به اینکه خداى نخواسته یک بیگناهى یک وقتى گرفتار نباشد یا یک کم گناهى زیاد ازاندازه به او تحمیل نشود. این از مسائل مهم است. قضیه مصادره اموال هم که این مسالهاى است که به نظر من مگر در یک استثناهائى که معلوم است که همه اموالش از سرقت و دزدى بوده و از خیانت و چپاول و امثال ذلک بود، والا اگر کسى فرض کنید ساواکى بوده یا کسى فرض کنید وکیل مجلس بوده متحمل است که خودش مال داشته است این را نباید مصادره کرد زیرا اینها زن و بچه دارند، اینها زندگى دارند. همین چند روز اخیر نامهاى آمده است از عیال علامه وحید کرمانشاهى (که او را کشتهاند) که اموال ما را مصادره کردهاند و ما چیزى نداریم. و من گفتهام که