صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢١١
شد؟ چیزى نشد، هیچ خبرى نشد.) اینها مىدانند که این قدرت شیطانى شکست و رفت، اینها مىدانند که نفت براى خودمان شده است و خودمان باید دیگر از آن برداشت بکنیم، اینها دانند که آمریکا و شوروى و انگلستان و سایر ابرقدرتها نمىتوانند دیگر الان در مملکت ما تصرفى بکنند، ولو شیاطینشان مشغولند لکن خودشان نمىتوانند بیایند مستقیماً یک دخالتى بکنند چنانچه مىکردند، اینها مىدانند اینها را، نه اینکه غافلند، اینها استادند در فن خودشان، تحصیل کردهاند اینها، اینها را آنها تربیت کردهاند، اجنبىها تربیت کردهاند براى اینکه یک همچو موقعى به دردشان بخورند. مىخواهند الان اذهان را از آن معنائى که همه دنبالش بودیم که پهلوى و امثالش نه و حکومت اسلامى آرى، (نه) آن شد ولى (آرى) هنوز نشده، ما فقط راى دادیم، همه شما راى دادید به اینکه (جمهورى اسلامى) اما تا حالا جمهورى اسلامى پیاده نشده، اینها خوف این را دارند که این جمهورى اسلامى تحقق پیدا بکند، یعنى بعد از راى، واقعش هم واقع بشود، از این مىترسند، مىخواهند نگذارند این بشود، چنانچه مىخواستند نگذارند راى بدهند مردم. خیلى از صندوقها را از قرارى که به ما اطلاع دادند سوزاندند، خیلى جاها مسلح رفتند که نگذارند مردم راى بدهند، با اینکه این راى ملى بود و مردم خواستند راى خودشان را بدهند، همه هم با اشتیاق، چرا مىخواستند نگذارند؟ براى اینکه مىدیدند با این راى دستشان کوتاه مىشود حالا هم بینند که خوب رایش را دادند، تا حالا که نشده، بگذاریم نشود، یک کارى بکنیم که نشود، چه بکنیم که نشود؟ برویم در بین اقشار ملت، هر جا که به هر کس برسیم، بگوئیم تا حالا چه شد هیچ چیز که نشد، پس ناراضى درست کنیم، یک دست کارگر را از کار باز بداریم، یک دسته دهقان را از کشاورزى باز بداریم، مدارس را از اینکه مشغول کارشان باشند، دانشگاهها را از اینکه مشغول کارشان باشند باز بداریم. نگذاریم که یک سامانى پیدا بکند این مملکت و از آن نهضتى که اینها داشتند و هیچ کارى به اینکه حالا من چه دارم و چه ندارم، نبود، آن وقت که مىریختند توى خیابانها و فریاد مىکردند که مرگ بر این کذا، هیچ ابداً به فکر این نبودند، که من شب مىروم منزل شاید شام نداشته باشم، هیچ به فکر نبود، این روحیه بود که پیروزى آورد، این روحیه را مىخواهند از ما بگیرند. حالا باز متوجه به اینکه (من خانهام چطور است و خوب چه شد، حالا که نشد، حالا کجاست خانه)، الان مىخواهند خانه بسازند براى اینها، اینها باز نمىگذارند، اینها باز مىآیند و مانع مىشوند، به هر اسمى، دارند به شما مستضعف مىگویند، شما قبول نکنید. آنها فهمند مستضعف یعنى چه، به اینها بد حالى مىکنند. ما همه جزء مستضعفین هستیم، یعنى ما اشخاصى بودیم که ابرقدرتها ما را ضعیف شمردند، ما را هیچ مىدانستند، ما مىخواهیم از این جهت بیرون بیائیم. مىافتند دنبال اینها که (اینها مىگویند ما مىخواهیم خانه براى مستضعفین بسازیم، مگر شما مستضعفید؟ خیر، شما خیلى کذا هستید) از اینها. هر راهى که بتوانند یک اخلالى بکنند، اخلال مىکنند و همه نظر اخلالگرها به این است که نگذارند که ایران براى خودش یک سامانى پیدا بکند که دست آنها تا ابد کوتاه بشود.