صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٣
سه قوه ارتش، شهربانى و ژاندارمرى باید قوى باشند
من هر وقت صحبت شده است، من در هر اجتماعى که بودم، در اجتماعات زیاد، مدتى است راجع به ارتش و اینکه ارتش باید چگونه باشد و مردم با ارتش چگونه رفتار کنند، صحبت کردهام، یک دفعه و دو دفعه نه، و حالا هم باز اگر اجتماعى باشد، باز هم صحبت مىکنم، لکن باید ارتش هم همانطور که مىخواهیم آنها مجهز باشند. مجهز بشوند. با یک لفظ نمىشود کار را درست کرد. ما مىگوئیم، نه اینکه نمىگوئیم، من مکرر گفتهام که گناه صغیره چیزى نیست، در یک چنین وضعیتى که اشخاص داریم که جنایتکارند، آن کبیره است، مقابل جنایتکارها صغیره است. این صغیره و این کبیره غیر از آن صغیره و کبیره است و لهذا ما مىگوئیم صغیره را بخشیدیم معنایش این است که مادون آن جنایتکار و خیانتکار است. قضیه آمدن به پادگانها و دخالت در آنجاها البته این خلاف است، این را من گفتهام و باز هم تکرار مىکنم که هم در ادارات و هم در ارتش و ژاندارمرى و هم شهربانى، این سه قوهاى که باید قوى باشد این نباید از تحت اختیار فرماندهان خارج بشود و یک بیخودى در شهر مثلاً شهربانى برود و دخالت کند، این بسیار غلط است. ما این را سفارش کردیم و انشاء الله باز هم سفارش مىکنیم، این بلا اشکال است لکن فقط این معنا که یک جنایتکار باید دستگیر بشود، یک کسى که بیست سال خیانت کرده این هم باید بخشیده بشود؟! در هر صورت این مسأله که در آنوقت فرض کنید رفته مثلاً دعاگوئى هم کرده ولى نه آدم کشته، نه خیانت کرده، نه چه، خوب این معلوم است و آنکه من گفتم ارتشى را بخشیدیم، این صغیره، مقصودمان مادون جنایت و خیانت است و انشاء الله من یک روزى تفصیلش را خواهم گفت. انشاء الله من امیدوارم که همهتان موفق باشید و موید باشید.
همه موظفیم به هر اندازهاى که مىتوانیم کار کنیم
امروز روز خدمت است فقط، امروز هیچ یک از افراد، شما نمىتوانید از زیر بار مسؤولیت خارج بشوید، یک مسؤولیت وجدانى و دینى است، الهى و ملى است. امروز شما نمىتوانید بگوئید که خوب، من زحمت بکشم آنوقت یک کس دیگرى منفعتش را ببرد، من هم بگویم که خوب، ما زحمت بکشیم و یک کس دیگر منفعتش را ببرد و چه کار بکند. امروز دیگر آن روز نیست، آنهائى که منافع شما را از بین مىبردند و شما را استثمار مىکردند نیستند، الا شاید کمى که نمىتوانند کارى بکنند. الان کسى شما را نمىتواند استثمار کند، الان مملکت مال خود شماست یعنى الان شما هر یکىتان نظرتان مثل نظرتان به عائلهتان باشد، بلکه بیشتر. همه را ما عائله خود مىدانیم و مملکت مال همه ماست و این آشفتگى باید به دست ماها درست بشود. هر فرد با اینکه یک است لکن به اندازه یک فرد از او کار مىآید، این اجتماع از افراد درست شده و از فرد کار برنمىآید و یک سنگ صد خروارى را یک نفر نمىتواند بلند کند باید هزار نفر جمع بشوند لکن هر یک اینها یک مقدار قوه ایجاد کردهاند، اینطور نیست که من کارى نداشته باشم، من به اندازه خودم فشار دادم، شما هم به اندازه خودتان، آن هم به اندازه خودش و این قوا رویهمرفته جمع شد آنوقت این سنگ چند خروارى بلند مىشود. یک