صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٩٧
الان که ما با هم مجتمع هستیم همه درقم و شما از مرز، بدون اینکه خوفى از کسى داشته باشید از سازمان امنیتى و از ارتشى و از دولتى خوف داشته باشید آمدید با ما در این اطاق مجتمع شدید.
هوشیارى در مقابل توطئه منحرفین و ریشههاى گندیده رژیم سابق
و این از برکات این پیشرفت است که این سد طاغوتى شکسته شد و قشرهاى ظالمانه فرو ریخت و ما آزاد شدیم و مملکت ما از دست چپاولگرها هم بیرون رفت مهمش. حالا که ما آزاد شدیم و مملکتمان را از دست دیگران گرفتیم آنها آرام نمىنشینند، آنها الان در صدد هستند که توطئههائى بکنند، یک اشخاصى را مامور کردند که در اطراف مملکت طرف شمابیایند یک چیزى بگویند، در تهران یک جور، در خوزستان یک طور، در کردستان یک طور، در بلوچستان یک طور، در خراسان، در کرمان، اینها مأمورهایى هستند که از طرف اجانب منتشرند الان و یک ریشههائى از همان رژیم سابقند و یک مقدار هم از همین منحرفین با اسمهاى مختلف، اینها مأمورند که نگذارند مملکت آرام باشد، اختلاف ایجاد کنند هر جا به یک صورتى، طرف مرزها که برادرهاى ما در آنجا هستند به صورت این مذهب و آن مذهب اختلاف ایجاد مىکنند، در آنهائى که لسانشان ترک است، با آنهائى که لسانشان کرد است، با آنهائى که لسانشان فارس است به عنوان عشیرهاى، به عنوان اینکه این گروه با آن گروه دو زبان دارند، دو فرهنگ دارند، از این راه، کردستان علیحده، آذربایجان علیحده، خراسان علیحده، به این اسباب مختلف و تشبثات مختلفه مىخواهند که بین برادرها را به هم بریزند. درتهران که هم بیائید مىبینید که به یک صورتهاى دیگرى مىریزند توى دانشگاهها، نمىگذارند دانشگاهها باز بشود، هر چند روزى یک بهانهاى درست مىکنند با این بهانه یک تظاهراتى مىکنند و یک اجتماعى مىکنند و یک اختلافاتى مىخواهند ایجاد بکنند. الان که ما و شما برادرها با هم نشستیم اینجا، باید با هم درد دلمان را بگوئیم که چى است درد ما و درمان چى است. درد فعلى ما همین ریشههائى است که، ریشههاى گندیدهاى که از رژیم سابق مانده است و مشغول مفسده هستند، در کارخانهها مىروند نمىگذارند کارخانهها به کار بیفتد، در صحراها و بیابانها و کشاورزى مىروند نمىگذارند کشاورزى بهراه بیفتد، بین رعایا اختلاف مىاندازند در هر جا به یک صورتى اینها دارند اختلاف مىاندازند. این درد است اگر این درد خداى نخواسته علاج نشود، من خوف این را دارم که همان مسائلى که ما پنجاه و چند سال به آن مبتلا بودیم و همه شما تلخى آن را چشیدید به صورت بدترى باز برگردد به صورت غیر صورت شاهنشاهى یک صورت دیگرى، یا اگر بتوانند به همان صورت. من خوف این را دارم که اگر ما علاج این مصیبت را، این درد را نکنیم همان مسائل برگردد دوباره، همان سازمان امنیت و همان مأمورین دولت و همان بساط که امکان نداشت براى ما یک همچو روزى با هم بنشینیم صحبت کنیم. اگر رژیم سابق بود حالا شما همه توى حبس بودید، از دم این در که آمده بودید همه را گرفته بودند و بعد هم ریخته بودند ما را برده بودند. به شکرانه این نعمتى که خداى تبارک و تعالى به ما اعطا فرمود و ما را بر طاغوت غلبه داد و براى علاج این دردى که الان هست، هیچ چیز علاج نیست و هیچ