صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٠
مىکنید که آنها فناتیک هستند، آنها هم خیال مىکنند شما بىدین هستید (خیال مىکردند، حالا نیست اینطور دیگر) اگر این دو طایفه با هم مجتمع بشوند، رشد داشته باشند، رشد سیاسى داشته باشند، بفهمند که از غیردارند هدایت مىشوند، از اجانب دارند هدایت مىشوند به اینکه آن طایفه را کنار بگذارند، اسلام منهاى آخوند، بفهمند که این مسأله چیزى است که از خارج دارد انجام مىگیرد اغفال مىکنند شما را، از آن طرف هم آن طایفه بفهمند از اینکه دانشگاهى یک عضو موثرى است که ما فردا همه چیزمان دست اینهاست اگر ایران بخواهد یک سعادتى پیدا کند با دست اینها سعادت پیدا مىکند، اگر خرابى هم پیدا کند به دست اینها خرابى پیدا مىکند. این دو قشر با هم متحد بشوند، توجه داشته باشند که مبادا در این هیاهوئى که گاهى ایجاد مىشود، ایجاد اختلاف بشود. در این مسائلى که پیش مىآید مبادا یک وقت یک دستى باشد که بخواهد شماها را از هم جدا بکند. همه با هم باشید، همه با هم همکار باشید، همه این نهضت را پیش ببرید. خدا مىداند که اگر این نهضت شکست بخورد، تا آخر دیگر ایران روى خوش به خودش نمىبیند. همه مسؤول هستید، من یک طلبه با شماى دانشگاهى فرق نداریم، هر دو مسوول هستیم، نه شما باید به عهده من بگذارید نه من به عهده شما، من به اندازه خودم کار مىکنم، شما به اندازه خودتان کار بکنید و همه توجه به این نکته داشته باشید که ما الان مسائل اساسىمان مانده است دنبال این مسائل اساسى باید برویم مسائل فرعى را بعد طرح بکنیم در سایه مسائل اساسى باید طرح بکنیم. الان جزء برنامههایتان مسائل فرعى را قرار ندهید، الان جزء مسائل اصلىتان را توجه بکنید و این نهضت را پیش ببرید تا یک حکومت مستقرى ما پیدا بکنیم، یک حکومتى که انشاءالله این ریشههاى گندیدهاى که هست اینها هم برداشته شود، یک حکومت مستقرى پیدا بکنیم، بعد که حکومت مستقر پیدا کنیم وقت این است که دانشگاهى مسائل خودش را طرح بکند، معمم مسائل خودش را طرح بکند، بختیارى مسائل خودش را. خوب، من اینجا که نشستم از اقشار مملکت مىآیند اینجا، همه هم درد دل دارند، راست هم مىگویند. بختیارىها مىآیند مىگویند که هیچ جابه خرابى محل ما نیست، مانه آب داریم، نه برق داریم نه چیزى، بلوچها هم مىآیند همین مطلب را مىگویند، کردستانىها هم مىآیند همین مطلب را مىگویند، خوزستانىها هم همه همین مطلب را مىگویند، همه هم راست مىگویند، همه هم درست مىگویند که براى آنها کارى نشده براى اینکه این رژیم سابق بنا نبود که براى مردم کارى بکند بنا بود که بچاپد، نه بنا بود که عمل بکند. اطراف تهران که همین محلههاى، سى و چند محلهاى که این مستضعفین هستند، این چادرنشینان هستند، این زاغه نشینان هستند براى اینها کار نکردند. اینها هم نه آب دارند، نه برق دارند، نه هیچى. بنابراین نبود، بنابراین بود که براى یک قشرى کار بکنند و آنهائى که منفعت به خودشان مىرسانند یا منفعت ازشان مىبرند براى آنها یک کارى بشود، براى دیگران بنابراین بشود. همه راست مىگفتند اما حالا وقت این نیست که بختیارى بگوید یا الله الان همه کارها را انجام بدهید، این معنایش این است که ما یک بختیارى با عرض مىکنم دسته دیگر با هم مخالف بشوند و بدبین بشوند به دولت و بدبین بشوند به نهضت و نهضت شکست بخورد و برگردد به آن حال اول که تا آخر بختیارى در عرض مىکنم که