صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٠٣
محمدرضا و پدرش خیانتکارترین افراد در تاریخ ایران
و ما در ایران، در این مدتى که خودمان یادمان هست (که من از همه شما بیشتر یادم هست) این است که از آن اولى که رضاخان آمد در ایران کودتا کرد تا حالائى که بحمدالله غلبه حاصل شد، در طول این پنجاه سال که شاید سختترین ایام بود بر ملت ایران، و اینها اگر جنایتکارتر از همه سلاطین سابق نبودند، خیانتکارتر بودند.
ممکن است کسى بگوید که آقا محمد قجر هم مثل آنها جنایتکار بوده، اما آقا محمد قجر مثل اینها خیانتکار نبود، در تاریخ نیست که محمد خان قجر براى مملکت دیگرى منافع مملکت خودش را داده باشد. جنایتکار بود اما خیانتکار نبود. همین طور سلاطین سابق جنایتکار بودند همه شان، همه بد بودند، اما خیانت مثل این عنصر فاسد، هیچ یک از سلاطین ایران خیانت این جورى نکردند. اینها از پدر و پسر، در این مملکت خیانتهاکردند که به این زودى ما نمىتوانیم مطلع شویم. الان قراردادهائى که با این ممالک بزرگ کردند پیش این حکومت حکومت ما محیر العقول است که این چه جور قراردادهائى هست. مىگویند این قراردادها جورى است که ما هر طرفش را بگیریم ضرردارد. همه کارهائى که اینها کردند خیانت به مملکت خودشان، به ملت خودشان بود. سلاطین سابق خیانت به این معنى کم داشتند، شاید در قاجار بود یک قدرى، اما کم بوده است. قبل از اینها خیانت به این معنى نبوده است اما اینها خیانتهائى کردند که به این زودى تاریخ نمىتواند کشف کند و شاید بعضى از آنها تا آخر هم کشف نشود. آنقدرى از آن که کشف شده مورد تعجب اشخاص است که الان مطالعه مىکنند درباره آنها. وزارتخانهها فرصت پیدا کردهاند و مطالعه مىکنند راجع به قراردادهائى که اینها با ممالک کردهاند که چطور قراردادهاى فاسدى بوده که اینها کردند و الان یک از گرفتارىهاى بزرگ دولت ما این است که با این قراردادها باید چه کرد. مىگویند هر طرفش را مىگیریم اشکال دارد، جورى درست کردهاند که در آنها على ایحال ضرراست.
آن که پنجاه سال بر ضد رژیم شاهنشاهى قیام کرد علما بودند
در هر صورت، در این طول تاریخ که ما یادمان هست آن که قیام کرد بر ضد این قدرتها، روحانیون بودند که در همین پنجاه و چند سال چند دفعه قیام کردند و البته قدرت آنها زیاد بود شکست خوردند. آذربایجان و مشهد قیام کرد، تقریباً یک قیام عمومى اصفهان کرد از همه علماى بلاد بودند، لکن قدرت زیاد بود و این قدرت زیاد شکست اینها را، حبس کردند اینها را، تبعید کردند اینها را، علماى درجه یک را حبس و تبعید کردند، علماى آذربایجان را که درجه یک بودند، آنها را آوردند و بردند به سقز یا سنقر و به آنجا تبعید کردند و مدتها در آنجا بودند. علماى مشهد را، همه را گرفتند آوردند حبس در تهران. علماى اصفهان را شکستند آن نهضتشان را و نتوانستند کارى بکنند. در تمام این مدت پنجاه سال آن که قیام کرد بر ضد اینها علما بودند و لا غیر، هیچ کس، ملت هم همراه علما بود تا آن اندازه که مىتوانستند. آنوقت البته این نهضتى که حالا پیدا شده است حالا نبود و نمىشد، لکن
صحیفه نور ج ٥ صفحه ٢٠٤
از طرف علما نهضت شد و شکست خوردند، و کشته دادند، حبس شدند، تبعید شدند. پس اینکه مىگویند اینها درباریند، خیر، اینها دربارى نیستند، اینها ضد درباریند، ضد درباریند را دربارى معرفى کردند براى اینکه اینها را از نظر مردم بیندازند. و مع الاسف این هم بیشتر از آن حرف اول تاثیر کرد، به طورى که در زمان رضاخان بسیارى از مردم برگشتند، بسیاریشان، بسیارى از جوانها برگشتند از علما. این هم یکى از کارهائى بودکه اینها کردند.
مسلمین را از هم جدا کردند
از کارهاى دیگرى که کردند این است که بین طوائف با هم مقابله مىاندازند که نخواهند مجتمع باشند. ترسیدند که اگر اسلام شد همه مجتمع شوند، اسلام را خواستهاند بزنند. اگر علما و روحانیون باشند، همه را تحت یک بیرق مىبرند، علما را باید از بین ببرند. خوب حالا به این قدر هم کفایت نکرد، بین خود مردم جدائى بیندازند با تبلیغات کردستان، بلوچستان، بختیارى، خراسان، در داخل ایران، پاکستان و ایران، آن علیحده این علیحده، نمىدانم ممالک عربى، بحرین، نمىدانم کذا وکذا وکذا، هر کدام علیحده، اینها را از هم جدا کردند، تکه تکه کردند. مسلمین را از هم جدا کردند، تکه تکه کردند. در این جنگ عمومى که غلبه پیدا کردند آنها علیه عثمانى که یک دولت بسیار بزرگى بود و از مصر تا حجاز تا خیلى جاهاى دیگر بود این را تکه تکه کردند و هر جایش را به یک کسى دادند، به یکى از نوکرهاى خودشان (یعنى خارجىها) ادارهشان بکنند. این حکومتها را مقابل هم قرار دادند، سلطان کذا و سلطان کذا، رئیسجمهور کذا و رئیسجمهور کذا، همه را مقابل هم قرار دادند، همه را دشمن هم کردند، این دشمن آن و آن دشمن این. حالا کنار نشستهاند و بردند همه چیز ما را. اینها با هم دشمنى کردند خودشان با هم دشمنى کردند. در هر مملکتى هم احزاب درست کردند، حزبهاى مختلف، حزبهائى که همه مخالف هم هستند، این آن را بکوبد و آن این را بکوبد، جبهههاى مختلف، حزبهاى مختلف من حیث لایشعر هم و مسلمین مع الاسف به واسطه عدم توجه به عمق مسائل تحت تأثیر واقع شده و مىشوند. دولت عراق علیحده و دولت ایران علیحده، هر دو مسلم اما با هم دعوا و جنگ دارند. دولت پاکستان علیحده، دولت کذا علیحده و همهشان مسلم اما با هم جنگ دارند، دعوا دارند.
آیا مسلمین و خصوصاً حکومتهاى اسلامى چه وقت مىخواهند بیدار بشوند؟
اینها نقشههائى بوده است که اینها درست کردند و کشیدند و اینها را مقابل هم قرار دادند و نمىدانم چه وقت شود که مسلمین بیدار بشوند. چه وقت ممکن است که دولتهاى ما، ملتهاى اسلامى چه وقت مىخواهند چشمهایشان را باز کنند. آیا نمىفهمند؟ یا مىفهمند و نمىکنند؟ اگر نمىفهمند، باید توجه کنند به مسائل که ببینند بدبختى مسلمین از کجا شروع مىشود و چه هست آن دردى که مسلمین را اینطور کرده که خزائن آنها را مىبرند و خودشان روى خزائن خودشان گرسنگى