صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٥٩
اینکه یک ملتى است، بگذارید کشته بشود تا ما نفتش را ببریم. آنها کشتارى که اینها کردند به حساب نمىآورند، حساب نمىکنند که یک بشرى کشته شده است، مىگویند یک عدهاى که مانع از استفادههاى ماست بگذارید کشته بشود و انسان را در مقابل منافع خودشان هیچ مىدانند. در یک جائى که من بودم راجع به اوضاع ایران چیز مىشد و اوضاع ایران چطور است و سفارتخانهها ممکن است و آنوقتى که ممکن است که سفارتخانه چه بشود، یکى که صاحب یک سفارتخانهاى بود مىگفت که ما براى اینکه سفیر یا اشخاصى کشته بشود، اهمیتى نمىدادیم ولى مبلهاى ما خیلى اهمیت دارد، این مبلهائى که ما آنجا داریم آنها اهمیت دارد، یک نفر آدم رسمى، یک نفر آدم رسمى این حرف را زد که ما اهمیت نمىدهیم، مبلهاىمان بیاید، وضعشان این است دیگر آدم مادى جز به مادیگرى فکر نمىتواند بکند نمىتواند فکر بکند، اصلاً شرف را اینها نمىتوانند بفهمند یعنى چه، همه شرف را به این مىدانند که مبلشان خیلى خوب باشد. همه شرافت را، شرافت به این مىدانند که چندین دستگاه مثلاً عمارت داشته باشند، عمارتش چه جورى باشد، انسانیت اصلاً فکرش را نمىکنند تو خط این نیستند. اگر اینها در خط این مسائل بودند، خوب این همهآدم از ایران کشته شد، این همهمتفکرین، روحانیین، ابریا، مظلومها، زن، بچه، کوچک، بزرگ توى این خیابانها خونشان ریخته شد، این اهمیتى نداشت، هیچ وقت تاسفى، تاسف ندارد اینکه، خوب یک دسته کشته شدهاند، اینها مانع از استفادههاى ما بودند، اما هویدا وقتى کشته مىشود صدایشان در مىآید، تاسف مىخورند، اینهائى که کشته شدهاند، بیایند مطالعه کنند اینها چه کسانى هستند که کشته شدهاند، ببینند اینها چه کسانى هستند، اینها هر کدام چند نفر را کشتهاند، هر کدام وادار کردند به قتل چند نفر آدم، چه بیچارگى براى این ملت درست کردند اینها.
نجابت و ادب اسلامى از ویژگىهاى ملت ایران
ملت ما نجیب است، ملت ما اسلامى است و الا همان روز اول همه اینها را با هر چه بود غارت کرده بودند و از بین برده بودند ولى ملت ما ملتى است که ادب اسلامى دارد، آنهائى هم که همه خیانتها را کردند باز با آن خشونتهائى که آنها با بشر مىکنند اینها نکردند. وقتى آمدند حبسهاى ایران را دیدند، رفتند گفتند حبسها خوب است، مطابق با تمدن است، مطابق با دموکراتیک است، براى اینکه منطق، منطق انسانى است. یک منطق انسانى، یک منطق اسلامى نمىتواند غیر از این باشد. اگر خود آنها غلبه کرده بودند بر ما، هیچ یک ما الان نبودیم. اگر هویدا به ما غلبه کرده بود دیگر ما اینجا ننشسته بودیم، شما هم نبودید.
اسلام مىخواهد مادیت را مهار کند
اینها فکر نمىکنند که در دنیا یک چیزى، معنویاتى هم موجود است، چیز دیگرى هم ما داریم غیر از عمارت و غیر از اتومبیل و غیر از این مسائل، غیر از این قدرت حیوانى یک چیزهاى دیگرى هم در عالم مطرح است، اصلاً فکر این مساله در ذهن امثال کارتر نمىآید، فکر نمىتواند بکند، این