صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٧
این مىشود که چهره انقلاب ما را مشوه کنند، هم در داخل و هم در خارج که بگویند که این پاسداران انقلاب و این کمیتهها، همه کمیته فلان و پاسدار انقلاب اسلام هستند و معذلک این کارها دارد انجام مىگیرد، پس معلوم مىشود که اسلام این وضع را دارد، اسلام، این آشفتگىها را اسلام مىخواهد. آنهایى که دشمنند وقتى که یک جا، دو جا، ده جا یک امر خلاف واقع بشود، دیگر ملاحظه این را نمىکنند که پانصد جا امر صحیح واقع شده است، یک چند جا هم امر خلاف واقع شده است،آنها همان امر خلاف را انگشت روى آن مىگذارند و همه رامىکوبند، روحانیت را مىکوبند، اسلام را مىکوبند، انقلاب را مىکوبند. آن چیزى که مشکل است این است که باید فکر این مطلب را کرد که اینهایى که سرخود رفتند و تشکلیل کمیته دادند، یا آنهایى که سر خود نرفتند، لکن دیگران در آن نفوذ کردند و بدون اینکه اشخاص صالح توجه داشته باشند آنها نفوذ کردند و کم کم تحمیل کردند بر دیگران یک مسائل باطل را، باید فکر این معنا شد که چه جور و از چه راه ما میتوانیم اصلاح کنیم. نه اصلاح کمیتههاى تهران، از کمیتههاى تهران کمتر حرف است، اصلاح کمیتههاى همه مملکت، مثلاً در هر شهرى که چند نفر مثلاً آدم نافذ یا معمم یا غیر معمم است به عدد آنها کمیته هست، کمیتههائى که هر کدام با دیگرى مخالف هستند و هر کدامى جز نفع به طرف خودشان و اشکال به طرف دیگر مىکنند و کارهاى نابسامانى که منافى با انقلاب است، منافى با اسلام است انجام مىگیرد و ما نتوانستیم تا حالا با کوششى که کردیم به اینکه این اختلافى که بین بعضىها هست رفع بکنیم و مثلاً در هر جائى و در هر نقطهاى به اندازهاى که لازم است کمیته باشد و پاسدار انقلاب و با هم مخالفت نداشته باشند و بهاندازه لزوم حفظ نظم و آرامش را بکنند، نه اینکه آرامش را به هم بزنند، این مع الاسف تا حالا توفیق حاصل نشده است. ما باید این نواقص را رفع بکنیم. فکرى براى اصل وجود کمیته و اصل وجود پاسدار انقلاب ضرورى است که لازم است و باید باشد. تا آنوقتى که ما احساس کنیم که دولت سلطه پیدا کرده است بر امور و علامتش این است که خلع سلاح کرده است از مخالفین اسلام، از مخالفین نهضت، تا آنوقت ما لازم مىدانیم که این کمیتهها باشند و پاسدارها هم باید باشند و ما تقدیر و تشکر مىکنیم هم از کمیتهها و آقایان که صرف وقتشان را کردهاند در یک همچو امرى و البته امرى است که مال همه است و مال خودشان است و هم پاسدارهاى انقلاب که این قدر زحمت متحمل شدند و اینقدر کشته و قتلها و شهید دادهاند، این مورد تقدیر همه است و مورد تقدیر اسلام است. اصل مساله که باید اینها باشند و روى احتیاجات لازم است وجود اینها، این اصل مساله طرح نیست، این باید باشد، این مساله طرح است که چطور ما اصلاح کنیم اینها را، در مثلاً فرض بفرمائید که فلان شهر که واقع مىشود یک قضایائى مثلاً به اسم اینکه فلانى، فلان آدم فرض کنید که ساواکى بوده است و فرار کرده مىریزند منزلش، خوب این هیچ وجه شرعى و عقلائى ندارد که کسى فرار کرده، بریزند زن و بچهاش را بخواهند اذیت بکنند یا مثلاً اگر یک کسى را بگیرند، روى غیر موازین شرعیه اذیت کنند، آزار کنند، شکنجه کنند و از این مسائل، این مسائل را باید یک کارى بکنید که جلوگیرى بشود. تصفیه لازم دارد این کمیتهها، نه انحلال. باید باشد و باید تصفیه بشود و باید هم تصفیه بشود به اینکه اشخاص