صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧٣
آدم مىکشید، حالا که ما این جنایتکارها را که هر کدامشان، بعضى از اینها چندین نفر آدم را کشتهاند یا آنطور اینها را شکنجه دادهاند که در زیر شکنجه مردند یا پاهاى آنها را اره کردند یا آنها را در تاوه گذاشتند و بو دادند، از همه طبقات، در زندانها آنطور عمل کردند که یک شب را من در آن حبس که بودم صداى ضجه و ناله اشخاصى که چه مىکردند خودم مىشنیدم که بعد که آمدند این حبسىها یعنى صاحبان حبس پیش من آمدند، اعتراض کردم و گفتم زندانها باید جاى تربیت باشد نه جاى اینطور وحشیگرىها. گفتند نه، این چیزى نبوده، این یک سربازى بود که فرار کرده بود یک سیلى به او زدند. در صورتى که شاید بیشتر از یک ساعت، شاید شکنجه مىکردند و من فریاد مىشنیدم.
آنها که تاکنون مجازات شدهاند قتال و مفسد فىالارض بودهاند
این طرفدارهاى حقوق بشر، این حقه بازها که مىخواهند همه منافع ماها را بدهند به اربابهایشان، آن روز خفه شده بودند قلمهایشان شکسته بود. حالا که ما اینها را پیدا کردیم و چند تایشان را کشتیم، محاکمه کردهاند و اقرار کردهاند به اینکه چه کردند و چه کردند (پروندههایشان معلوم است که چه کردند) حالا صدایشان در آمده. در عین حال که مساله اینطور است و آنهائى که تاکنون کشته شدند اشخاص فاسد و مفسد و بسیاریشان قاتل و قتال و مفسدالارض بودند، معذلک ما اخیراً یک قدرى تضییق کردیم دائره این جنایات را، یک قدرى تخفیف دادیم، که کسانى که ثابت شده قاتل هستند یا کسانى که شکنجه کردند و به قتل منتهى شده است، یا کسانى که امر کردهاند که دستجمعى مردم را بکشند، اینها را گفتیم حالا از این به بعد اینها مورد اعدام باشند، دیگرانى که شکنجه کردند و اینها، البته آنها هم اعدام نمىشوند لکن به جزاى خودشان مىرسند، به حبس یا تعزیز و اینطور چیزها، یک کسى که پاى کسى را اره کرده لکن نمرده، آن که پایش اره کرده، این را نمىشود ما بگوئیم که تو بسم الله تشریف ببرید و اهلاً وسهلاً خوب این باید به مجازات برسد. اگر آن آدمى که پایش را اره کردند پیدا بشود، پاى او را به حسب حکم شرع باید اره بکند، قصاص. اگر آن آدمى را که آنجور شکنجه کردند الان ما پیدا کنیم و ببینیم که مىخواهد این هم تقاص کند، ما به او اجازه مىدهیم که برود تقاص بکند.
این براى حقوق بشر است. خوب، این بشر حق دارد آن بشر هم حق دارد. این بشر سلامت این را سلب کرده است، حق این است که سلامت او را سلب کند. این بشر یکى را کشته است، حق ورثه او این است که او را بکشند. ما ورثه را پیدا نکنیم، حق حاکم است که او را بکشد. ما تا حالا که این عدهاى که کم هم بودند تعداد زیادى نبودند، این عده را دادگاههاى انقلابى کشتهاند، اینها براى احقاق حقوق بشر اینها را کشتهاند. اینهائى که ادعاى حقوق بشر مىکنند و براى القانیان هیاهو مىکنند و یا براى هویدا هیاهو مىکنند، اینها هستند که حقوق بشر را پایمال دارند مىکنند.
پانزده سال این هویدا یا سیزده سال تقریبا این هویدا نخستوزیر بود و تمام جنایات گردن نخست وزیر است. ما هر نخست وزیرى که در آن عصر پیدا شد، اگر پیدا کنیم، مثل شریف امامى، مثل