صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٥
بگویم باید چه بکنیم، لکن قدم اول این است که آقا قبل از اینکه یک تصفیهاى واقع بشود شما هم خودتان هر چه خوب باشید، کمیتههاى چهاردهگانه هم هر چه خوب باشند لکن اگر چهار تا کمیته در تهران، ده تا کمیته سر خود در تهران پیدا شد، در عموم مردم که اطلاع از واقعیات ندارند، آنها رفتند یک فسادى کردند، خانه مردم ریختند خانمان مردم را غارت کردند، شرب خمر کردند توى عرض بکنم که چى، همه فسادها را کردند، خوب این وضع اینطور مىشود که مىگویند کمیتهها اینطور، یک وقت مىگویند کمیتهها. سابقا اینجور بود که اگر یک بقالى کم فروشى مىکرد مىگفتند فلان بقال کم فروشى است. اگر یک آخوندى پایش را کج مىگذاشت مىگفتند آخوندها اینطورند. نمىدانم این از کجا پیدا شده بود که راجع به آخوندها یک نفر که خلاف مىکرد مىگفتند آخوندها، راجع به سایر طبقات، آن یک نفر گناه سر خودش مىگذاشتند. و لهذا براى جمعیت اهل علم سنگین است مطلب، یعنى یک وظیفه بسیار سنگین است. نباید بگذارند که یک معمم خداى نخواسته یک خلافى در یکى از این کمیتهها، چون میگویند که از این رقم هستند من نمىدانم راست یا دروغ باشد، و لکن باید اجازه ندهید که یک معمم منحرف، یک معمم سازمانى که بوده است توى اینها و از خود آنها بودند سرش عمامه گذاشته، نباید اینها را اجازه بدهید که در این کمیتهها، وارد نشوند و یک خلاف بکنند و آن وقت بگویند کمیتهها اینطورند. کمیتهها نگاه نمىکنند که، کمیتهها حفظ کردند مملکت را، این کمیتهها درست کردند، این مملکت را، این پاسداران انقلابند که مملکت را حفظ کردند. اینها فکرش را نمىکنند. همه هم دارند مىآیند هى به ما مىگویند که آقا ما نمىتوانیم درست بکنیم. از همه این قواى انتظامى که ما باید تایید کنید از ما خوب ما باید تایید کنیم از شما، اما از دولت، از آنها اما دولت باید تایید کند از این پاسدارها و ما احتیاج به تایید آنها نداریم من خودم تایید مىکنم اینها را، ما تایید مىکنیم اینها را و باید باشند لکن باید تصفیه بشوند. بدون تصفیه این نمىشود و اسباب این مىشود که همهتان را، اینهائى که مىخواهند ضرر بزنند به روحانیت، همه را چیز بکنند، برایشان تبلیغات سوء بکنند. این باید درست بشود، این ماحصل حرفى است که من حالا مىتوانم عرض کنم و مال بعدش را، بعدش را انشاءالله بعد.
لزوم عمل نمودن به وظایف اسلامى
لکن رویهمرفته این است که در این مسائل امورى که مکروه است براى ما، امورى که سخت است شنیدنش، امورى که سخت است پایدارى درباره آن، این شک ندارد که هست لکن وظیفهاش است. یک مسأله این است که یک جمعیتى فرض کن هست که براى دنیا دارد این کار را مىکند اینها اگر ببینند که دنیایشان به زحمت است، چیز است، آسایش ندارند روز و شب کار مىکنند. خوب، ما هم اینطور است؟ اینطور که نیست، براى اینکه اگر براى دنیا بود که نباید بروید توى آنجا خودتان را وقف کنید براى این زد و خوردهائى که به درد شما نمیخورد. این براى خداست. پس ما یک وظیفه شرعى داریم انجام مىدهیم این وظیفه شرعى که انجام مىدهیم با هر... نتوانستیم، ما به وظیفهمان عمل