صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٥٢
مىآیند نمىگذارند که کارها انجام بگیرد. اینها را راه ندهند در کارخانههایشان، شما بروید سراغشان و بگوئید که اینها را راه ندهید اینها را توى کارخانهها. اینها مىخواهند شما را دوباره برگردانند بر همان حال اول. شماها کار بکنید و کارهایتان را درست انجام بدهید و دولت هم مشغول رسیدگى است، براى کارگرها، براى همه منزل درست مىکنند، رفاه درست مىکنند لکن مهلت مىخواهد، نمىشود یکدفعه همه این کارها بشود این باید مهلت داده بشود کارخانهها راه بیفتد، کشاورزى راه بیفتد. اینها خراب کردهاند همه را و رفتند و حالا باید درست بشود.
کم کارى در ادارات عملى است نامشروع
و من امیدوارم که با همت همه آقایان و هرکس در هر قشرى که هست، آن قشر و آن اشخاص باید در همان محلى که هستند کارهایشان را موافق با اسلام بکنند و کار بکنند. همین امروز به من گفتند که بسیارى از ادارات هست که کم کار مىکنند و اهمال مىکنند در کارهایشان. خوب، این اشخاصى که در ادارات حالا کم کار مىکنند که شاید یک قدرى هم عادت از سابقشان باشد، اینها برایشان مشروع نیست که اجرت بگیرند از اداره، اجرت وقتى است که کار در مقابلش باشد و ما به دولت مىگوئیم که اشخاصى که کم کار مىکنند بهاندازهاى که کم کار مىکنند اجرت از ایشان کسر بگذارد و ندهند به اینها.کسى که مىآید آنجا مىنشیند و سیگار مىکشد و در آخر ماه چند هزار تومان مىخواهد، او نباید بگیرد. اینها باید متوجه باشند که مملکت حالا مال خودشان است باید کار بکنند، هر کس در هر محلى هست باید کار بکند تا چرخهاى مملکت راه بیفتد و تحولى باید پیدا بشود در این ادارات.
لزوم تحول در ادارات خصوصا دادگسترى و اجراى قوانین اسلامى
خصوصاً در دادگسترى تحول مىخواهد. این را من سابقا گفتهام لکن خوب باید وقتى مستقر شد و مجلس پیدا شد، این تحولات باید پیدا بشود که اینطور طول و عرض محاکمات بهاینقدر طولانى شدن هم موجب این مىشود که وقت مردم صرف بشود. آدم ده سال توى این سالنهاى دادگسترى هى راه برود و هى برود و برگردد و آخرش معلوم نشود که حقش مىرسد یا نه. کارهائى را که یک قاضى اسلامى در یک روز و دو روز تمام مىکرد وقتى به دادگسترى ما مىرسد یک سال طول مىکشد تا این وکیل بگذارد در آن محاکمه در مجرا واقع بشود. از اول مىآید به صلاحیت دادگاه اعتراض مىکند. چند وقت باید طول بکشد که شما بیائید صلاحیت آن دادگاه را اثبات بکنید که خیر این دادگاه صالح است، بعد چند وقت بیاید صحبت بکند. یک وقتى امضا کرده بود یک شاهدى، یکى از علما، که العاصم فلان... مدتى طول داده بود که این اقرار به ذنب است و این فاسق است که دارد العاصم، وکلا اینطورى هستند که نمىگذارند که پیش برود. حالا ابتدائى، بعدش استیناف، بعد چه، چند دفعه بر مىگردد از اول چه مىشود. اینها جز تضییع اوقات مردم چیز دیگرى نیست. محاکمات باید یک درجه باشد. یک قاضى صحیح باشد کار مردم را تمام کند بروند مردم سراغ کارشان. همان کارى که