صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٦١
و به مجلس شورا هم بدهید و استقرار پیدا بکند حکومت. این اخلالها حالا باید جلویش گرفته بشود، الان وقت اینست که ما جلو اخلالها را بگیریم. بعد از اینکه مستقر شد حکومت، آنوقت این نیازهائى که همه دارند (ماهم داریم، همه دارند) این نیازها بعد باید البته همه درست بشود. ما هم مىدانیم الان نابسامانى زیاد است یعنى اینها رفتند و همه چیز این مملکت را آشفته کردند، همه چیزش را. الان ما یک اقتصاد سالم نداریم. اینها هر چیزى که این مملکت داشته است دزدیدهاند، قرض کردهاند و رفتهاند، همه بانکها الان از اینها طلب دارند، میلیونها قرض کردهاند و فرار کردهاند هر چه هم داشتیم اینها برداشتهاند رفتهاند، کشاورزىمان هم که مىبینید چه جورش کردند که ما کشاورزى نداریم. الان کارخانهها هم الان اینها ریختهاند توى کارخانهها نمىگذارند کار بشود، از قرارى که شنیدم خود کارمندانى که در آنجاها هستند و کارگرهائى که آنجا هستند کم کار مىکنند یا کار نمىکنند، این چیزها براى این است که اینها نمىگذارند. ما الان باید همهمان دست به هم بدهیم و نگذاریم این نهضتى که نهضت الهى بود، براى خدا بود، براى اسلام بود نگذاریم این خاموش بشود، این را نگه داریم تا اینکه این مسائل حل بشود، آنوقت مىآئیم سراغ این مسائل دومى که در درجه دوم است این مسائل.
من خوف این را دارم که این آشفتگىهاى فکرى، اسباب غفلت از این نقطه اصلى که ما داریم بشود
مبادا یک وقتى ما غفلت کنیم از این مسائل اساسى که اساس حکومتمان است و همه توجهمان را دنبال این بکنیم که فلان کس خانه ندارد، فلان کس درست با او رفتار نشده، مدرسه مثلاً خوب تحصیل نمىشود، معلمان چطور هستند. اینها الان وقتش نیست. آنوقت همانطورى که همه فشار مىآوردند که تانکها را عقب بزنید و یک کسى مىآمد و مىگفت که آقا من منزل ندارم، شما مىگفتید الان وقت این حرف نیست، حالا کار دیگرى داریم، کار بزرگ داریم. الان اینجورى است. الان یک وقتى است که به نظر من حساسترین اوقات مملکت ما حالاست، نه آن وقتى که همه فشار مىدادیم مىگفتیم و مىخواستیم سد را خراب کنیم. این سد که خراب شد، پشت سر، مردم توجه کردند که، این گفت خانه ندارم و آن گفت مریضم و آن گفت مدرسهام درست نیست، آن گفت معلم چطور است، آن گفت توى ارتش چه جورى است، آن گفت توى اداره چه جورى است، یک آشفتگى فکرى پیدا شد. من خوف این را دارم که این آشفتگىهاى فکرى اسباب غفلت از این نقطه اصلى که ما داریم بشود و خداى نخواسته شیاطینى که با مطالعهها دنبال این مسائل هستند، آنها بیایند و یک وقت آشفتگىها را دامن بزنند و یک وقتى ما متوجه بشویم به اینکه شکست خوردهایم و مىدانید که خداى نخواسته اگر حالا شکستى پیدا بشود، دیگر این ملت سرش را نمىتواند بلند بکند. اگر ما این پیروزى را به آخر رساندیم، دست اینها را تا آخر کوتاه کردیم و امیدوارم برسیم و مىرسیم انشاءالله، مىرسیم انشاء الله ولى همه باید همت داشته باشند یعنى شما دانشجوهاى عزیز و آن کارگرهاى توى کارخانهها، آنها هم