صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٦٥
جهت الان به دوش شما جوانهاى برومند بسیار عزیز و در دوش ما پیرمردهاى از کار افتاده یک بار سنگین تکلیف است، یک بار بزرگى است که الان به دوش ما واقع است و باید ما با همت مردانه شماها و دعاى خودمان این بار را به منزل برسانیم و این آشفتگىها را خاتمه بدهیم و این ریشههاى فاسد گندیدهاى که مىخواهد دوباره رو به رشد برود نگذاریم رشد کند و نمىگذاریم انشاء الله.
ارائه خط مشى و نحوه عملکرد صحیح به پاسداران اسلام
آن چیزى که از شما پاسدارها و سایر رفقاى خودتان و همه پاسدارهاى ایران من توقع دارم این است که آن جهات لطیف اسلامى را حفظ کنید، انسان اگر چنانچه آن جهت روحانیت اسلام را، آن جهت معنویت اسلام را حفظ بکند، یک آدم مىشود صد تا، یک آدم مىشود هزار تا. مالک اشتر یک نفر نبود، مالک اشتر یک آدمى بود که یک لشکر بود و بیشتر. حضرت امیر سلام الله علیه یک نفر نبود همه عالم بود، همه چیز بود روى آن جهات معنویت و واقعیتى که داشت. انسان مادامى که توجهش به همین مادیات دنیا و جهات پائین است یک نفر است، آن هم یک نفر حیوان. ما با حیوانات در این معنا شرکت داریم که همه مىخوریم و مىخوابیم، این کارهاى حیوانى را مىکنیم، آنى که امتیاز مىدهد شما را و همه ما را از حیوانات، آن معانى است که در انسان موجود است بالقوه موجود است و باید بالفعل بشود، آن حظ الهى و روحانى است که در انسان موجود است و باید رشد بدهد. اگر چنانچه آن حظ معنوى را رشد دادید یکىتان یک فوج مىشوید، یک نفر دیگر نیستید، یکى مىشود، یک موجود مىشود موجودات، یک قطره مىشود دریا. آنچه مىخواهم من عرض کنم به شما، به وسیله شما به همه پاسدارها که من دعا به آنها مىکنم و من خدمتگزارشان هستم این است که توجه کنید به اینکه یک وقت برخلاف قواعد اسلام با برادرانتان و با اشخاص که خیال مىکنند که اینها مثلا چه هستند رفتار نکنید، نظم داشته باشد، هر اجتماعى با انتظامات مىتواند رشد بکند مثلا اگر بنا باشد که نظامىها آن وضع نظامشان از دست برود نمىتوانند کارى انجام بدهند، اگر پائین دستها از آن بالا دستها اطاعت نکنند آشفته مىشود، انسجام پیدا نمىکند. اگر بنا باشد که مثلا پاسدارها براى خودشان یک سرپرستى که اطاعت از آن بکنند نباشد، اطاعت نکنند و یا از مرکزى که باید اطاعت کنند اطاعت نکنند و همین طور خودشان هر کارى دلشان مىخواهد بکنند این تفرقه حاصل مىشود، این همان است که پاسدارها را و هر قواى اجتماعى را به تفرقه مىکشد. مجتمع وقتى که روى یک نظام حرکت بکند کارها را از پیش مىبرد، وقتى متفرق بشود، یکى از این طرف بکشد، یکى از آن طرف بکشد، این تفرقه حاصل مىشود، تفرقه که حاصل شد نمىتوانند کار انجام بدهند شما براى خدا تا حالا کار را رساندید به اینجا و براى خدا از این به بعد هم با هم باشید، با یک نظام باشید، یک اطاعت، مورد اطاعت اشخاص که مثلاً بزرگترند یا قرار داده شدهاند براى شما مثلا چه، اطاعت باید باشد تا نظم پیدا بشود. و از چیزهائى که مىخواهم به شما عرض بکنم این است که آنطور نباشد که اگر فرض کنیم که یک نفر آدم در شهربانى، یک نفر آدم در ژاندارمرى، یک نفر آدم در ارتش گناهکار تشخیص دادید، خودتان