صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٤
تایید و تقویت کمیتهها و پاسداران و اصلاح آنان
ما هر دو طرف قضیه را باید ببینیم، آن مقدار مفیدش بلااشکال همه ما قائلیم به اینکه باید باشد واحدى حق ندارد دخالت بکند. آن طرف غیر مفیدش و آن چیزى که مفسده دارد باید کمیتهها تشکیل بشود، گروههایى تشکیل بشود، شوراهایى تشکیل بشود براى اینکه تصفیه بکند این را. اگر یک روزى عاجز از تصفیه شدید، آنوقت باعث این مىشود که آیا باید اینها باشند یا نه، آنوقت باید این صحبت را بکنید. باید بگردید دنبال اینکه اشخاص صالح پیدا کنید. یکى یکى کمیتهها را تفتیش بکنید، دیدید که یک نفرى است که مردم مثلاً به او سوءظن دارند، او را ساواکى مىدانند، یا از عملش فهمیدید که مىخواهد چیز بکند، خلاف بکند، این را بردارید کنار بگذارید او را، یک نفر آدم مورد اطمینان جایش بگذارید. نه در تهران، این در همه جا باید بشود. این مسألهاى است که در همه جا باید بشود. باید این کمیتهها اصلاح بشود و باقى باشد، تا آن وقتى باقى باشد که دولت قدرت داشته باشد (و علامت قدرت دولت خلع سلاح مخالفین اسلام است) تا آن وقت اینها باید باشند. آن روزى دولت مىتواند گله کند از کمیتهها که خلع سلاح کرده باشند. اگر اینها خلع سلاح کردند، یک روز کمیتهها باقى ماندند آن وقت بیائید گله کنید. اما تا مادامى که دشمنهاى ما خلع سلاح نشدهاند، تا مادامى که در تهران، در خود تهران یک محله را براى خودشان دولت مستقل قرار دادند و شب نامه مىخوانند و عرض میکنم عبور و مرور را از آنجا جایز نمىدانند، تا مادامى که این طور است، ما پاسدارها را کنار بگذاریم، راه را براى آنها باز کنیم؟! این غلط است، یا نفهمى است و یا خیانت، یا ندانم کارى است یا خیانت. ماتحمل نمىکنیم این را. ما پاسدارها را تقویت مىکنیم، ما کمیتهها را تقویت مىکنیم تا آن روزى که (این را من پیشتر هم گفتهام) تا آن روزى که دولت قدرت پیدا بکند و بتواند عرض مىکنم که جریان امور را بکند و ما علامت قوت دولت را این مىدانیم که خلع سلاح بکند اینها را. آن روزى که اینها را از تمام ایران خلع سلاح کردند که در هیچ جاى ایران دیگر کمونیست و نمىدانم چیز خلق در کار نبود، یا جناح دیگرى که مضر به اسلام است در کار نبود و مضر به انقلاب ماست در کار نبود، همه اینها مىروند سراغ کار خودشان. آقایان همچو نیست که در اینجا یک چیزى بخواهند ببرند، یک منصبى براى آقایان نیست، انحطاط براى آقایان است که آقایى که باید در محل خودش آقا باشد حالا آمده است خدمتگزار شده. این روح اسلامى است که آنها را وادار به این کار کرده. پاسدارها، روح اسلامى آنها را وادار کرده به این کار والا دنیا که نمىتواند آدم را وادار کند که برود خود را به کشتن بدهد براى هیچ. این اسلام است که این کار را کرده. آنهایى که مىخواهند اسلام را بشکنند، آنهائى. که با روحانیت مخالفت مىکنند، با اسلام مخالفت مىکنند اینها ضد انقلاب هستند اسمش هر چه مىخواهد باشد.
در هر صورت این کلیات قضیه است که از آن طرفش بلااشکال لازم است و از آن طرفش تصفیه بلااشکال لازم است وباید فکر تصفیهاش را بکنیم. امااین خصوصیاتى که الان شما خواندید و آن برنامههائى که دارید، من الان نمىتوانم چیزى دربارهاش بگویم مگر اینکه مطالعهاش بکنم و بعدش