صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٣٢
سیاسى کنار بودند، گاهى ممکن بود یک کلمهاى در خارج اینها بگویند، اما آن که در داخل، در داخل مملکت قیام کردند بر ضد رضاشاه، علماى تبریز بودند. یک وقت هم علماى خراسان بودند، یک وقت هم علماى اصفهان بودند که در قم جمع شدند، که ما همهاش را حاضر بودیم. آن که در مجلس مخالفت مىکرد، جبهه ملى نبود مدرس بود، نهضت آزادى نبود مدرس بود که مىایستاد و بر خلاف آنجا. اینها آن وقت چیزى نبودند، کارى نداشتند به این کارها، بعد که چیز شد، خوب،آنها حالا هستند ما کارى با آنها نداریم اما قضیه این است که تبلیغات بر ضد روحانیت دامنه دار بوده است و این تبلیغات براى خاطر این بوده است که آنها مىخواستند که این جناح روحانى را از مردم جدا بکنندتا نتوانند اینها با هم مجتمع بشوندو تا نتوانند منافع اینها را در اختیار بگیرند. این قضیه تز آنها و جهات سیاسى و دیدهاى علمى.
وحشت اجانب از قدرت روحى مردم و وحدت کلمه
امروز اینها لمس کردند این مسائل را، یعنى عینا در خارج دیدند که این ملت با هم که شد، همه چیز آنها را به باد داد. این ملت وقتى که روحانىاش و عرض بکنم دانشگاهىاش، بازارىاش و عرض بکنم کشاورزش، همه اینها با هم مجتمع شدند و یک کلام گفتند که مرگ بر این سلطنت و یک کلام گفتند ما جمهورى اسلامى مىخواهیم، هیچ قدرتى نتوانست جلوى اینها را بگیرد. اینها الان وحدت کلمهاى که حاصل است و حاصل شد خطرى بود که لمس کردند که تمام قدرتهاى بزرگ نتوانست جلوى این ملت را بگیرد و این ملت با مشت خالى غلبه کرد بر آنها و نبود جز اینکه اسلام در کار بود و مردم شهادت را طالب بودند و نبود الا اینکه همه با هم بودند و از آن بچه کوچک تا آن پیرمرد هشتاد ساله همه یک حرف میزدند. این معنا را اینها لمس کردند، در رفراندم اینها فهمیدند قضیه چى هست، فهمیدند که یک نفر آدم که (در روزنامه بود یا در رادیو بود یادم نیست) یک نفر آدمى که اشتباه کرده است درانداختن راى خلاف، گریه مىکند به اینکه من یک گناهى کردم که بخشودنى نیست، من جهنمى دیگر شدم. براى اینکه اشتباه خودش را اسباب این معنا مىداند. آن مردى که دوشش گرفتند، مریض بوده آمده راىانداخته (در خمین شده) راىانداخته و مرده. آن پیرمرد هشتاد ساله را توى چرخ نشاندند، آن معلولین را، آن چیزها را توى چرخ نشاندند، آمدند پاى صندوق. کجا در دنیا سابقه دارد این؟ در کجاى دنیا از یک مملکت سى و پنج میلیونى، سى میلیون جمعیت، بیست میلیون جمعیت راى بدهند، راى مثبت، در مقابلش نمىدانم چهارصد و چند نفر، چهارصد و چند هزار نفر، صد و چهل هزار نفر، کجاى دنیا یک همچو چیزى بوده؟ نبوده. این خطر وجدانى است براى خارجىها، اینها که نمىتوانند حالا به این زودى چشمپوشى کنند از نفت ما، چشمپوشى کنند از اورانیوم ما، چشمپوشى کنند از مس ما، اینها که به این زودى نمىتوانند دست بردارند. اینها مىبینند که اگر این قدرت همراه هم باشد و با هم حرکت بکند و این نهضت به این گرمى که هست باقى باشد دیگر اینها نمىتوانند مطلب را متحولش کنند به یک مطلب دیگر. مردم ایران یک تحول ذاتى پیدا