صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٩
خودش تنها نیست، انحراف یک گروه است. چه گروهى؟ آن گروهى که مىخواهند مملکت را اداره کنند گاهى به انحراف یک کشور منجر مىشود. انحراف یک روحانى انحراف خودش تنها نیست، انحراف یک ملت است، بنابراین، این دو طایفه هستند که مىتوانند خدمت بکنند و کشور را نجات بدهند و ممکن است که مسیرشان مسیر حق نباشد و کشور را به تباهى بکشند. گمان نشود که کسانى که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور مىکنند و فرق ما بین آنها و آن کسانى که ایمان دارند نیست. و الذین کفروا یتمتعمون و یاکلون کما تاکل الانعام و النار مثوى لهم کسى که ایمان ندارد نظیر حیوانات خوارکش هست یعنى در آخور الاغ، نبى اکرم کاه بریزد یا ابوجهل کاه بریزد هیچ فرقى به حال او نمىکند، او مىخواهد بخورد، حیوان مىخواهد کسى، میل دارد کسى تیمارش کند، این تیمارکننده على بن ابیطالب باشد یا ابن ملجم، این فرقى به حالش نمىکند، اگر ابن ملجم بهتر تیمار کرد با او بیشتر رفیق است. این آیه شریفه که این مطلب را مىفرماید، دستور کلى است براى شناخت منحرف از غیر منحرف که ما چطور منحرفها را بشناسیم و چطور غیر منحرفها را. منحرفها آنها هستند که فرقى به حالشان نمىکند که این پارک، این اتومبیل که به دستشان آمده از راه صحیح آمده یا از راه دزدى، خیانت شده است و این به دستش رسیده است یا اینکه نه روى امانت و روى یک کسب صحیح آمده است هیچ فرقى به حال او نمىکند، او اتومبیل را مىخواهد، او خوبى اتومبیل را مىبیند، از کجا آمده، این را اصلاً پیش او مطرح نیست، چنانچه پیش انعام مطرح نیست که از کجا آمد و آن اشخاص انحرافى نظیر همان حیوانات که از کجا آمده مطرح نیست، چه هست مطرح هست. شما مىتوانید که جوانها را تربیت کنید به یک تربیتى که تقوا در آن باشد، نظر این باشد که این از کجا آمده است، این شغل را کى به او داده است، این شغل چه شغلى هست و چه کارى باید اینجا انجام بدهد.
هدف تبلیغات سوء رژیم پهلوى براى جداسازى روحانى و دانشگاه
اگر چنانچه شما و طبقه روحانیین که هر دو یک شغل دارید، هر دو شغل واحد دارید و معالاسف این دو قشر را که مربى جامعه هستند دستهاى ناپاک از هم جدا کرد، ما تا حالا با آقایان روبرو نمىشدیم یعنى شما از ما فرار مىکردید ما هم از شما، شما ما را قبول نداشتید ما هم شما را قبول نداشتیم، شما براى ما یک چیزى مىگفتید ما هم براى شما یک چیزى مىگفتیم. من نه از شما مقصودم این افراد است و نه از ما، مقصودم خودم هستم لکن قشرها اینطور شده بود، رفتند توى دانشگاهها به دانشجو و به استاد و به غیر استاد و به همه یک صورت بسیار زیباى ظاهرى ارائه مىدادند این آخوندها مرتجعند، اینها مىخواهند ما را برگردانند به آن عصر حجر محمد رضاخان در یکى از حرفهایش قبل از پانزده خرداد، در یکى از حرفهایش گفت که این آخوندها طیاره هم سوار نمىشوند (همان روزها بود که یکى از مراجع با طیاره رفته بود مشهد) و اینها با طیاره هم مخالفند، اصلاً با همه اساس تجدد مخالفند، اینها مىخواهند برگردند به آنوقتى که مثلاً الاغ سوارى کنند و بروند این طرف و آن طرف یا فرض کنید که یک شمعى بسوزانند، برق را با آن مخالفند، همه آثار