صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣١
بسم الله الرحمن الرحیم
ذخائر این ملت را انگلیسها بردند این برکت اسلاماست کهماهمه را دور هم جمع کرده است، درجه دار وافسرو سرباز و بختیارى و اهل علم ، همه در مدرسه جمع شدهاند. دستها که در طول قریب سیصد سال از آنوقتى که خارجىها راه پیدا کردند به شرق، دستهاىشان و دسته هایشان به کار افتاد که قشرهاى مملکت ما را، بلکه شرق را از هم جدا کنند، مملکتهاى اسلامى را از هم جدا کردند، در راس هر یک یکى از نوکرهاى خودشان را گذاشتند که نگذارند ملتها توجهى به مسائل خودشان بکنند. ما شاهد مسائلى هستیم و شاهد پنجاه و چند سال (البته اگر شماآن زمان را یادتان نیست شایددر بین شما بعضىهایتان یادتان باشد،ولىمن یادمهست)ماشاهداین ماموریتهائى که به این خانواده دادند بودیم که از اولى که رضا خانآمد به ایران و به توطئه انگلستان او آمد و بعد هم که رفت، رادیو دهلى که آن وقتها دست انگلیسها بود اعلام کرد که ما رضاخان را آوردیم و چون به ما خیانت کرد او را بردیم. آن روزى که رضاخان رفت، رادیو دهلى اعلان کرد که همین معنائى را که ما او را آوردیم لکن خیانت کرد و چون خیانت کرداز این جهت او را بردیم. او را بردند، لکن چمدانهاى جواهرات ایران را که در آن چند روزى که دید باید برود جمع کرد در چمدانها بست، اینها را بردند در آن کشتى که برایش مهیا کرده بودند که برود، در آن کشتى گذاشتند و بین راه (آنطورى که یکى از صاحب منصبهائى که همراه بوده است نقل کرده بود براى یکى از علما و او براى من نقل کرد)، گفته بود که، آن چمدانها را با رضا شاه در کشتى گذاشتند و راهانداختند، وسط دریا یک کشتى دیگرى که مخصوص حمل دواب بود، مخصوص حمل حیوانات بود آوردند متصل کردند به این کشتى و به رضاخان گفتند، بیا اینجا، رفت آنجا (البته مخصوص حمل دواب بود و خوب هم حمل کردند) گفته بود که: چمدانها؟ گفته بودند که بعد مى آید. خودش را بردند به آن جزیره و چمدانهاى این ملت را و ذخائر این ملت را انگلیسها بردند. عین همین مطلب در زمان ما (یعنى آن هم زمان ما بود لکن در این زمان که همهتان یادتان هست) این تحقق پیدا کرد که اینها وقتى که مایوس شدند از اینکه دیگر نمىتوانند مستقر باشند در اینجا، پولهاى این ملت را از بانکهاى اینجا، مبالغى بسیار هنگفت، حیرت انگیز، هر یک از اینها قرض کردند و همان جواهرات وچیزهائى که باید ببرند، آنقدرى که مى توانستند از اینجا بردند و بانک هاى