صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٣٨
برود و لهذا آنهائى که مىخواهند این ممالک تحت نفوذ، ممالکى که حالا باید بگوئیم ممالک شرق، آنهائى که مىخواستند ممالک شرق را بچاپند، اینها به این دو جناح حمله کردند: به جناح علماء قدیم و به جناح فرهنگ، منتها گاهى حمله ظاهر بود و گاهى پشت پرده. حمله ظاهر آن بود که در زمان رضا شاه به علماء اسلام شد که شاید اکثر شما یا همه شما یادتان نباشد که چه کردند. با علماى اسلام طورى کردند که این مدرسههاى قم، مدرسه فیضیه، طلبهها نمىتوانستند توى مدرسه روز باشند، روز مىرفتند توى باغات آخر شب بر مىگشتند. نمىتوانستند یک جلسه درس داشته باشند، یک مجلس وعظ داشته باشند و هکذا. و حمله بدتر از آن، حمله پس پرده است که نگذارند یک فرهنگى رشد بکند، عقب نگه دارند، نگذارند آنطورى که باید تربیت کند تربیت کند فرهنگ را غیر اسلامىبار بیاورند. این مسأله تصادفى نیست، مسأله اینکه در مدارس ما در زمان اینها ضد اسلامى نمو مىکرد تصادفى نبود مسأله، مسأله حساب شده بود، حساب کرده بودند که آن چیزى که بتواند یک کشورى را از دست آنها نجات بدهد انسان اسلامى متعهد است. آنهائى که اسلامى بار نمىآیند و همه توجهشان به همین عالم ماده است آنها دنبال اینند که اتومبیل داشته باشند، این اتومبیل از دست شیطان به آنها برسد یا از دست خدا برسد فرقى ندارد در آن که مىدهد، او اتومبیل مىخواهد، او پارک مىخواهد، او زندگى مرفه مىخواهد، این زندگى مرفه را یک نفر دزد به او بدهد یا یک نفر نبى به او بدهد هیچ فرقى پیش او نیست براى اینکه به آن دهندهاش کارى ندارد. انسان متعهد است که اگر چنانچه پارکها را یک آدم منحرف به او بدهد قبول نمىکند و اگر یک چیز مختصر را یک آدم صحیح به او بدهد برایش ارزش قائل است. این انسان است که اینطور است. آن که مىتواند منفعت یک مملکت و یک کشورى را حفظ کند آنى است که فرق مىگذارد ما بین زندگىاى که از کارتر به او برسد یا زندگىاى که از یک فرد مسلم به او برسد، بین این دو تا فرق مىگذارد. این نمىرود دنبال اینکه از شاه باشد، خوبتر باشد، بهتر باشد ولو از یک آدم جنایتکار باشد، او دنبال این است که از کجا پیدا شد، نه چى هست. آن که مادى است دنبال این است که اینکه دست من آمد چى هست، کار به این ندارد که از کجاست. آن کس که متعهد است دنبال این است که از کجا آمد، آیا از طریق حلال آمد؟ آیا از مال مردم دارند به این مىدهند؟ مال دزدى است اینکه دارد به او مىدهد؟ مال حلال است که دارد به او مىدهد؟ این دو طایفه باهم فرق مىکنند. آنى که مىتواند حفظ منافع یک کشورى را بکند این هست که (از کجا آمد) نه آنى که (چى هست). آن که مىبیند، خود همین (چى هست) را مىخواهد، اتومبیل مىخواهد، خوب، شرکت نفت به او اتومبیل مىدهد، شرکت نفتى که آنها مثلاً تاسیس کردهاند به او مىدهد بهتر، خوب، او خوبترش را مىدهد براى او کار مىکند، سفارتخانه به او مىدهد براى او کار مىکند براى اینکه منفعتش را اینجا مىبیند، کار ندارد که کى مىدهد به او و از کجا آمده لکن انسان متعهد اگر چنانچه صدها میلیون سفارتخانه به او بدهد قبول نمىکند براى اینکه مىبیند که از جائى آمده است که مىخواهد این را منحرف کند. این مىدهد که عوض بگیرد، مجان نمىدهد. سفارت آمریکا اگر به کسى چیز مىدهد یا سفارت انگلستان به کسى چیزى مىدهد مجان نمىدهد، او مىدهد که از او کار بکشد.