صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٢٥
آخر بلدى که در ایران بود، ده و شهر و قصبه و بزرگ و کوچک و همه اقشار در همه جا با هم اتحاد پیدا کردند و این نبود جز در سایه اسلام، هیچ چیز دیگر نمىتوانست اینطور قدرت داشته باشد که همه را با هم توافق بدهد و آن چیزى که شما را در این میدان پیروز کرد همین بود و ما الان به پیروزى نهائى نرسیدیم.
تبلیغات منفى مزدوران اجانب و تضعیف جمهورى اسلامى به قصد خاموش ساختن نهضت
الان به نظر من امروز ایران حساسیتش بیشتر از آن روزى است که هجوم مىکردیم و مردم را بسیج مىکردیم براى مبارزه، براى اینکه آن وقت همه توجهشان به این بود که این سد را بشکنند این سد بزرگى که مانع از پیشرفت ما بود و همه نظرشان به این بود که این سد را بشکنند، توجه به مسائل خودشان نداشتند، همه توجه به این داشتند که این سد باید شکسته بشود، همه با هم بدون اینکه ملتفت این باشند که امروز مثلاً ناهار خوردند یا نه، قرض دارند یا نه عرض کنم سفته در کجا دارند یا نه، هیچ این توجه نبود در کار، همه با هم فشار آوردند و آن سد بزرگ را شکستند. در هر انقلابى وقتى که به یک نقطهاى رسید که یک پیروزى پیدا شد آن وقت وقت حساسیت انقلاب است که مردم خودشان را پیروز دیدند، بعد توجه مىکنند به اینکه خوب حالا ما چه، چه شد، حالا زندگىمان چه، حالا قرض داریم، حالا سفتههایمان چه، حالا بازارمان چه. این اسباب این مىشود با ضمیمه اینکه این کارشناسهایى که آنها دارند، آمریکا به این زودى دست از ما بر نمىدارد، کارشناسهائى که اینها دارند، اینها روانشناسى را از صد سال پیش از این یا بیشتر روانشناسى در ایران را شروع کردهاند و مىدانند چه بکنند. الان عمال آنها بین اقشار مردم افتادهاند که: (خوب، این هم رفتن شاه و این هم حکومت جمهورى، چه شد؟) عمال اینها توى اقشار مردم افتادهاند براى اینکه مردم را سرد کنند و این نهضت را به سستى بگرایانند و موجب این بشود که این نهضت خاموش بشود، آنها سر بلند کنند. در صورتى که وقتى روى محاسبات ما حساب بکنیم و ببینیم که تا حالا چه شده است و بعدها ما مىخواهیم چه بشود. تا حالا معجزه شده است، چه شده یعنى چه؟ تا حالا شما اسیر بند و قید سازمان امنیت که در همه جا ریشه داشت و همه را به رنج مىکشید از این حبسهاى بزرگ که بعضى عکسهایشان را وقتى که نشان مىدهند انسان وحشت مىکند، زیر زمین چه کردند اینها با مردم، خوب این کم کارى بود که این نهضت کرد؟ این (چه شد) یعنى اینکه این کم کارى بود. کارى است که همه دنیا، آنهائى که متفکر هستند در دنیا، حیرت کردند که این چه جور واقع شد، چه جور این سد شکسته شد. از آن طرف دست اجانب که باز بود در خزائن ما، نفت ما را همهاش را مىبردند در ازایش براى خودشان پایگاه درست مىکردند و اینجا به اسم اینکه ما مىخواهیم عوض بدهیم مىفرستادند آن آهن پارههایشان را یا آن عرض مىکنم اسلحههائى که ایران اصلاً اطلاع بر آن نداشت که این را چه جور باید چه بکنند، مىفرستادند اینها را به ازاء اینکه ما نفت را مىگیریم و اینها را مىدهیم. اینها براى