صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٧١
جواهراتتان را ببریم و همه معادن زیرزمینىتان را ببریم و جنگلهایتان را ببریم و مراتعتان را ببریم و همه چیزتان را ببریم.
اینها خائنند، اینها بدتر از این خائنهائى هستند که آدم کشتند، اینها دارند حیثیت این ملت را از بین مىبرند لکن اگر این حس انسانیت، این حس مقاومت در شما موجود باشد که براى این ضعفا دلسوز باشد و ملاحظه بکنید، آن روزى که توى خانهتان راحت نشستهاید ملاحظه بکنید که آن فردى که با هفت هشت نفر عائله توى این زاغه نشسته است، در سرماى زمستان بر او چه مىگذرد، در گرماى تابستان بر او چه مىگذرد، یک خردهاى فکر این معنا را بکنید و براى اینها و براى خداى تبارک و تعالى، رضاى خداى تبارک و تعالى، براى اینها تخفیف بدهید، براى اینها زحمت بکشید. انشاء الله با حفظ این انسانیت و تعاون پیش مىبرید، پیروز مىشوید.
من انشاءالله امیدوارم که اگر حفظ بشود این نهضت ما، این حس تعاون، نیفتند یک دسته استفاده جو، حالا که مثلاً یک وقتى یک قدرى آرام شده، اینها بیفتند استفاده کنند، گرانفروشى و - نمىدانم - قاچاقگرى و این حرفها، اگر نکنند اینطور و روى موازین انسانى و روى انصاف عمل بکنند من امیدوارم که حکومت عدل اسلامى آنطورى که ما مىخواهیم، آنطورى که خداى تبارک و تعالى مىخواهد تحقق پیدا بکند و براى همه رفاه و سعادت، هم در اینجا و هم در آنجا فراهم بشود.
مدرس قدرتمند بود براى اینکه الهى بود
این عکسى که ملاحظه مىکنید، شخصى است که ملک الشعرا گفته است که از زمان مغول تا حالا مثل این شخص در عالم نیامده، یعنى مرحوم مدرس. این حرف اوست. آنى که ما خودمان دیدیم تنها آدمى که در مقابل رضاخان قلدر ایستاد این است، این شخص است، یک روحانى که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن مىکرد، آنوقت وقتى که شعر گفته بودند، براى تنبان کرباس مدرس، آن فاسد شعر گفته بود، او در مقابل قدرت بزرگ رضاخان ایستاد و آن که هجوم کرده بود به مجلس که مجلس را چه بکند و زنده باد زنده باد رضاخان مىگفتند ایستاد و گفت که مرده باد او و زنده باد من.
یک چنین مرد قدرتمندى بود براى اینکه الهى بود براى خدا مىخواست کار بکند، نمىترسید. خداوند انشاءالله او را رحمت کند و شما را هم توفیق بدهد که این اشرار را عقب بزنید.