صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٤٦
تاریخ: ٢٣/٢/٥٨
بیانات امام خمینى در جمع گروهى از اعضاى تیم ملى و هیأت وزنه بردارى تهران
به على (ع) در تهذیب نفس و زهد و تقوا و ورزش اقتدا کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
عقل سالم در بدن سالم است. ورزش همانطور که بدن را تربیت مىکند و سالم کند، عقل را هم سالم مىکند و اگر عقل سالم باشد تهذیب نفس هم بدنبال او باید باشد. شما همانطور که ورزش مىکنید و اعصاب خودتان را قوى مىکنید و انشاءالله براى آتیه مملکت مفید خواهید شد، لازم است که همه ابعاد روحى خودتان را تحت تربیت ورزشى قرار بدهید. على علیه السلام که در هر جا مىرویم اسم او هست، پیش فقها وقتى مىرویم فقه على، پیش زاهد وقتى که مىرویم زهد على، پیش صوفىها وقتى که مىرویم آنها هم مىگویند تصوف على، پیش ورزشکاران هم که رویم آنها هم مىگویند که على و با اسم على شروع مىکنند. این على همه چیز است یعنى در همه ابعاد انسانیت درجه یک است. و لهذا هر طایفهاى خودشان را به او نزدیک مىکنند و خاصیت هر طبقهاى را هم دارد. خاصیت قدرت ورزشکارها به طور وافى دارد. مىگویند که حضرت این بازوى ایشان تا اینجا (اشاره به بازو) مثل آهن بوده است و قدرتهائى که در شمشیر زنى به کار برده است، ضربتهاى على را مىگویند که یکى بوده، از این طرف که مىزده دو تا مىکرده، از آن طرف هم که مىزده دو تا مىکرده، با یک ضربت یکدفعه اگر بر فرق مىزده که اینطور هم مىزده و نیم مىکرد... این على همه چیز ماست و ما همه باید تابع او باشیم. در عبادت، فوق تمام عبادت کنندگان بود، در زهد، فوق همه زاهدها بوده در جنگ، فوق همه جنگجویان بود، در قدرت، فوق همه قدرتمندان بود و این یک اعجوبهاى است که جمع ما بین چیزهاى متضاد با هم کرده است.
آدم عابد دیگر نمىتواند ورزشکار باشد، آدم زاهد دیگر نمىتواند جنگجو باشد، آدم فقیه دیگر نمىتواند از این کارها داشته باشد، این یک موجودى نمونه است، عین حالى که زهدش را همه بالاتر از همه مىدانند، طعامش را آنطورى که شنیدید و در همه تاریخ هست که یک ظرفى ایشان داشته است که در آن ظرف، آن چیزى را که خودش مىخواسته بخورد مىریخته و سرش را مهر مىکرده که مبادا فرزندش، دخترش براى دلسوزى به حال او توى این طعام روغنى، چیزى بریزد که قوه داشته باشد، و سرش را مهر مىکرده که اینها دست به آن نزنند. در همان شب آخر که شب آخر حیاتشان بود آنطور که نقل مىکنند ایشان مهمان حضرت امکلثوم بوده و براى ایشان افطار آوردند شیر و نمک، گفته مىشود