صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ١٣٢
خارجى مثل بانک سوئیس و مثل آمریکا و دیگر بانکها از ذخائر ما و از پولهاى ما به اسم اینها یا به اسم خود او که بیشتر از همه و یا به اسم اتباع و عشیره او در آن بانکها هست و همه مال ملت است، اینها ملت را غارت کردند و رفتند.
رفتهاند و بدتر چیزى که خیانتى که اینها کردند و به تعلیم اجانب کردند این بود که ماها را از هم جدا کردند، روحانیت را از دانشگاه جدا کردند، دانشگاه را در نظر روحانیت یک مبداء فساد، مبداء کارهاى زشت قلمداد کردند، روحانیت را در پیش آنها دربارى و عقب افتاده و اینها قلمداد کردند، ملت را پیش آنها به غیر آن طورى که هست منحرف کردند، ایجاد دشمنى کردند بین برادرها، یعنى ایجاد کردند تا آن قدرى که مىتوانستند دشمنى ما بین روحانیون و فرهنگى و دانشگاهى و اینها و دشمنى ما بین ارتشىها و ملت، ملت از ارتش مىترسید، ارتش با ملت یک جور دیگرى خیال مىکرد باید رفتار کند. این بزرگتر خیانتى بود که به ملت ما کردند و به اسلام.
براى یک ارتش که باید مستقل باشد، خیلى گران است که مستشارها بیایند و بر آن حکومت کنند
این قدرت اسلام است و الان قدرت تعلیمات اسلامى است الان که من معمم را و این آقایان اهل علم را با شما سربازها و درجهدارها و افسرها و با این عشایر در مدرسه فیضیه جمع کرده است، آن مدرسه فیضیهاى که در زمان طاغوت به غارت رفت و درش را بستند که تا این آخر هم درش بسته بود. این قدرتایمان و تعلیمات اسلام است که برادرها را که هم را گم کرده بودند یا اگر هم را توجه داشتند به صورت دشمنى و اجنبى به هم نگاه مى کردند و حالا مثل برادرها پیش هم نشستهاند و درد دل هم به هم مىگویند. شما درد دلتان را مىگوئید که پادگانها به صورت یک محبس بود و به ما حتى اجازه نماز جماعت نمىدادند (که یکى از آقایان خواند این را).
این آقایان هم که آنجا نشستهاند و از عشایرند، آنها هم در زمانى که اینها قدرت پیدا کردند آنها هم محرومیتهائى داشتند و بسیار محرومیت، لکن آنها گمان مىکنند که فقط محرومیت مال خود آنها بود و جاهاى دیگر، خیر، آباد بود. ما با هر طایفهاى که مواجه شدیم در این مدت، همین مطلبى که این آقا الان گفت که ما هیچ در آنجا نداریم، در آن زمان آزادى به هیچ وجه نداشتیم و در آن زمان هیچ یک از مآثر تمدن را نداشتیم، هر طایفهاى که مىآیند پیش ما همین مطلب را مىگویند، و همه هم درست مىگویند، منتها شما چون اطلاع دارید از بختیارى وایل بختیارى و وضع ایل بختیارى و آن چیزها و آن نابسامانىهائى که آنجا هست به عینه مىبینید و بلوچ هم اطلاع دارد از بلوچ، کردستان هم اطلاع از کردستان دارد، آقایان هم از داخل پادگانهاى خودشان اطلاع دارند، ما هم از مدارس خودمان اطلاع داریم، هر کدام ما از آن محلى که بودیم و به وجدان احساس و لمس کردیم اطلاع داریم، باقىاش را شنیدهایم اما دیدن غیر از شنیدن است، لمس کردن غیر از این است که ما ادراک کنیم که کجا چه مىشود. شما در بین خودتان لمس کردید که چه گرفتارىها داشتید که بزرگترین گرفتارى اینکه اجانب