حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٦١ - فصل دهم حكمت هاى جامع
٣٩٣. مكارم الأخلاق و معاليها: از لقمان حكيم، نقل است كه او پيوسته مىگفته: «نياز [خود] را پنهان مىدارم، و درباره چيزى كه به من مربوط نيست، سخن نمىگويم، و بدون شگفتى نمىخندم، و بدون مقصد، راه نمىروم و البته سكوت، بهتر است؛ ولى رعايت كننده آن اندك است».
٣٩٤. الدرّ المنثور: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! با بندگان نيكوكار خدا همنشينى كن؛ چرا كه در سايه همنشينى با آنان، به خير مىرسى، و چهبسا در پايانِ اين همنشينى، رحمت خدا بر آنان فرود آيد و تو نيز به همراه آنان بهرهمند گردى.
پسرم! با بدكاران همنشينى نكن؛ چرا كه از همنشينى با آنان، خيرى به تو نمىرسد، و چهبسا در پايان اين همنشينى، كيفرى بر آنان فرود آيد و تو نيز به همراه آنان گرفتار گردى».
٣٩٥. الدعاء، طبرانى به نقل از حسن: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر ماندگارى را مىخواهى هر چند ماندگارىاى وجود ندارد ترس از خداوند عز و جل را سرپوش و زيرانداز خود قرار بده تا شايد نجات يابى؛ هر چند من تو را نجاتيافته نمىبينم.
پسرم! دنيا دريايى عميق است كه مردمان بسيارى در آن غرق شدهاند. پس بايد كشتىِ تو در آن، تقواى الهى باشد و مسافران آن ايمان به خدا، بادبان آن توكّل بر خدا، و پاروهاى آن ذكر «سبحان اللّه» و «لا اله الّا اللّه» باشد تا شايد نجات يابى؛ هر چند من تو را نجاتيافته نمىبينم.
پسرم! اگر رستاخيز را باور ندارى، هرگاه خوابيدى، بيدار نشو؛ پس همان طور كه بيدار مىشوى، همان گونه هم بر انگيخته خواهى شد.
پسرم! هرگاه به انجام دادن كارى همّت مىگمارى، هنگام تصميم گرفتن، و هرگاه چيزى را قسمت مىكنى، هنگام دست دراز كردن، و هرگاه درباره چيزى حكم مىكنى، هنگام زبان گشودنت، خدا را ياد كن».