حكمت نامه لقمان - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٥ - ٥/ ١١ ياد مرگ
١١٤. البداية و النهاية به نقل از عُبَيد بن عُمَير: لقمان به پسرش گفت: «... اى پسرم! در مجلسى كه خدا در آن ياد نمىشود، ننشين؛ زيرا اگر تو عالم باشى، علمت تو را سودى نمىرسانَد و اگر كودن باشى، [اهل آن مجلس] بر كودنىِ تو مىافزايد، و اگر خداوند بعد از آن، با سخطش با آنان رفتار كند، تو را هم در بر گيرد.
١١٥. الزهد، ابن مبارك به نقل از ابن ابى مُلَيكه: لقمان همواره مىگفت: «خدايا! يارانِ مرا از غافلان قرار مده؛ آنان كه هرگاه يادت كنم، يارىام نكنند و هرگاه فراموشت كنم، [تو را] به يادم نياورم و هرگاه فرمان دهم، اطاعتم نكنند و هرگاه ساكت شوم، اندوهگينم سازند».
٥/ ١١ ياد مرگ
١١٦. إرشاد القلوب: در سفارش لقمان به پسرش است كه گفت: «... مرگ را همواره پيش چشم خود قرار بده و خود را در پيشگاه پروردگارت حاضر بدان، و با عمل خود، شهادت اعضا و جوارحت را نمايان ساز تا فرشتگان موكّل، از آنها و از پروردگارت كه شاهد بر توست حيا كنند».
١١٧. إحياء علوم الدين: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! امرى هست كه نمىدانى كِى تو را در مىيابد؛ [يعنى مرگ]، پس پيش از آن كه ناگهان به
سراغت آيد، خود را مهيّا ساز».